بنابر اين ، معصوم بودنى كه براى حكام سه گانه ادعا ميكنند كجاست ؟ ! و كجا بر وجود آن اجماع گشته است ؟ ! خود تصدى خلافت با اجماع صورت نگرفته است تا چه رسد به اجماع بر عصمت حاكم ! تازه - چنان كه گفتيم - اگر اجماعى صورت گرفته و حجت باشد بايستى در مورد انحراف و قتل عثمان نيز حجت و دليل شمرده شود و اگر قرار است باطل و بى اثر شمرده شود بايستى در هر دو مورد چنين باشد !
هرگاه به رد و ابطال چنين ياوه هائى كه ناشى از زياده روى در تجليل و فضيلت - تراشى است ادامه دهيم از مسير اصلى بحث باز ميمانيم و به واديهاى انحرافى كشيده خواهيم شد . وانگهى اين حرفها پايه و اساسى ندارد تا به اعتنا و جواب دادن و رد كردن بيارزد . پاره اى از آن افسانههاى باطل را بمعرض بررسى و نقد در آورديم تا نمونه اى از آن در دست باشد و ديگر حرفها از آن قماش كه بى تعقل و بيحساب و نسنجيده گفته شده فهميده آيد .
اكنون چند روايتى ميآوريم از آنها كه در فضيلت و تجليل حكام سه گانه پرداختهاند :
1 - امام فقيه حديثدان « مورد اعتماد » ( 1 ) ابو الحسين محمد بن احمد ملطى شافعى - متوفاى 377 هجرى - اين روايت را ثبت كرده است : « محمد بن عكاشه - خدا بيامرز - ميگويد معاوية بن حماد كرمانى از قول زهرى به من گفته بود : هر كه شب جمعه غسل كرده و دو ركعت نماز بگزارد و در نمازش سورهء * ( قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ ) * را هزار بار بخواند پيامبر ( ص ) را در خواب خواهد ديد . محمد بن عكاشه مىافزايد : من هر شب جمعه چنين كردم و دو ركعت نماز ميخواندم و در آن هزار بار * ( قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ ) * مگر پيامبر ( ص ) را در خواب ببينم و اين اصول را بر وى عرضه نمايم . تا شب جمعه اى سرد فرا آمد ، غسل كرده دو ركعت نماز بگزاشتم و سپس به بستر رفتم ، محتلم گشتم ، ناچار برخاسته غسل كردم و دو ركعت نماز بگزاشتم و نزديك سپيده دم از آن بپرداختم ، به ديوار
هامش
( 1 ) چنين ناميده اندش و صحت نامگزاريش را از روايتى كه ثبت كرده خواهيد شناخت !