تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
شبيه و قرين ميسازند ! با اينهمه ، من با آنها همداستانى و تظاهر به هماهنگى نمودم . آنوقت يكى از آنها ( يعنى اعضاى شوراى شش نفره ) گوش تصميم به كينهء ديرينه اش سپرده و ديگرى به پيوند خويشاونديش ، و ديگر چيزها . تا سومين نفر از آن دار و دسته به حكومت برخاست و در حالى كه باد در پهلو انداخته بود ميان اصطبل و آخورش لوليد و همراهش قوم و خويشانش مال خدا را چنان خوردند كه شتر سبزهء نو رستهء بهاره را . تا آن كه رشتهء حكومتش پنبه گشت و كارش گريبانگيرش شد و دار و دسته اطرافيش او را نگونسار ساخت . » ( 1 ) اين نطق گرانقدر نظر حضرتش را دربارهء حكومتهاى سه گانه اى كه پس از رسول اكرم ( ص ) برقرار گشته باز مينمايد ، و هر جمله اش گواه است بر اين كه از عصمت ادعائى بى نصيب بوده‌اند ، و اين « معصومان » را با همهء زواياى حيات و خصوصياتشان بتماشا ميگذارد . در نامه اى هم كه به معاويه نوشته تصويرى دقيق و روشن از آنها پرداخته است ، ميگويد : « سخن از خوددارى و پا بدامن كشى من در برابر خلفا گفته اى و حسادتم و تجاوز مسلحانه‌ام به آنها . دربارهء تجاوز مسلحانه بايد بگويم پناه بر خدا اگر چنين باشد ! اما اين كه من از آنها نفرت داشتم به خدا قسم اين چيزى است كه در برابر مردم از آن عذرخواهى نخواهم كرد . سخن از تجاوزم بر عثمان گفته اى و اين كه پاس خويشاونديش را نداشته‌ام ، حقيقت اين است كه عثمان به رويه اى كه ميدانى عمل كرد و مردم با او چنان كردند كه به اطلاعت رسيده است » . ( 2 ) همچنين در نطقى كه پس از تصميم به لشكركشى به بصره ايراد كرد : « خدا چون پيامبرش را از دنيا ببرد قبيلهء قريش بزيان ما حكومت را به خويش اختصاص داد و ما را از دسترسى به حقى كه از عموم مردم نسبت به آن سزاوارتر بوديم دور ساخت . ديدم شكيبائى ورزيدن بر آن حال برترى دارد بر اين كه سبب تفرقهء اعتقادى مسلمانان و ريخته شدن
هامش
( 1 ) نهج البلاغه - رجوع كنيد به : جلد هفتم . ( 2 ) عقد الفريد 2 / 286 .