وى را به اشتباه انداختهاند بطوريكه در ميان رواياتش حرفهائى كه از او نيست مخلوط گشته ، و به همين جهت او را ترك كردهاند . ابن سعد ميگويد : « ضعيف » بوده است . دارقطنى و ازدى ميگويند : « ضعيف » است . ابو احمد حاكم ميگويد : در نظر حديثشناسان « قوى » نميآيد . آجرى بنقل از ابى داود ميگويد : رواياتش را ترك كردهاند . ابن قانع ميگويد : « ضعيف » و سست روايت است : ( 1 )
فكر ميكنم عيبناكى اين روايت از سكن بن مغيره باشد و او كه بردهء آزاد شدهء خانوادهء عثمان بوده خواسته باينوسيله حق آنان را ادا كرده باشد و پنداشته جعل روايت در فضيلت عثمان پاداشى از او براى ايشان ميتواند بشمار آيد . اين كار منافاتى با اين ندارد كه وى باصطلاح « صالح » يا امام جمعه و پيشنماز بوده باشد ، زيرا بسا از همين باصطلاح « صالحان » حديث جعل كردهاند و از سران دروغسازى و دروغبافى بودهاند . براى روشن شدن حقيقت به جلد پنجم « غدير » و بخش سلسلهء جاعلان و دروغپردازان مراجعه كنيد .
35 - ابو نعيم در « حلية الاولياء » روايتى ثبت كرده است از طريق عمر بن هارون بلخى از عبد اللَّه بن شوذب بصرى - يا مقدسى - از عبد اللَّه بن قاسم از كثير بن ابى كثير بصرى آزاد شدهء سمره ( 2 ) از عبد اللَّه بن سمره - فرماندار معاوية بن ابى سفيان در بصره .
ميگويد : « در موقع تدارك سپاه تنگدستى من همراه پيامبر خدا ( ص ) بودم . عثمان هزار دينار آورده به خدمت پيامبر خدا ( ص ) ريخت و رفت . پيامبر خدا ( ص ) در حالى كه دينارها را زير و رو ميكرد فرمود : عثمان از امروز ببعد هر كارى بكند باكى نبايد داشته باشد . » ( 3 )
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب 2 / 209 .
( 2 ) در « مسند » احمد حنبل چنين نوشته است : آزاد شدهء عبد الرحمن بن سمره از عبد الرحمن بن سمره .
( 3 ) حلية الاولياء 1 / 59 .