در سند روايت بطريقى كه احمد حنبل ثبت كرده نام « ضمرة بن ربيعه » هم هست .
قبلا ديديم كه ساجى دربارهء او ميگويد : راستگوئى است كه دچار توهم ميشده ، و روايات نادرست و نامعلوم نقل كرده است . وى از قول ثورى از عبد اللَّه بن دينار از ابن عمر روايتى نقل كرده كه احمد حنبل آن را بشدت رد نموده است و گفته اگر كسى بگويد اين دروغ است خطا نكرده است . ترمذى همان روايت را ثبت كرده و ميگويد :
نقل ضمرة بن ربيعه قابل پذيرفتن نيست و وى در نظر حديثشناسان خطاكار است .
چنين است وضع و مقام راوى آن روايت ، هر چند بعضى او را « ثقه » و امين شمرده باشند . باحتمال قوى عيبناكى آن روايت از وجود « ابن سمره » است و او با رشوههاى معاويه كه بيدريغ بپاى جاعلان حديث مىريخته آن را ساخته است .
36 - مسعر از زبان عطيه از ابو سعيد ميگويد : « پيامبر خدا ( ص ) را ديدم كه از اول شب تا سپيده دم دستها را بدعا برداشته ميگويد : خدايا ! من از عثمان راضى شدهام تو هم راضى باش . »
اين را ابن جوزى در دو كتابش « تبصره » و « تلخيص » ( 1 ) بطور « مرسل » ثبت كرده است ، پندارى حديثى مسلم و ثابت است . اين اولين حديثى است كه در فضائل عثمان آورده . واحدى همين را در « اسباب النزول » بطور « مرسل » آورده و مىافزايد : بر اثر آن خداوند متعال اين آيه را كه « كسانى كه دارائيشان را در راه خدا انفاق ميكنند . . . » ( 2 )
فرو فرستاد . ( 3 ) ابن كثير آن را در تاريخش ميآورد بدون اين كه رجال سندش را - جز همان سه نفر نامبرده - ذكر كند . شايد او و ديگر كسانى كه آن را بطور « مرسل » و با سند ناقص آوردهاند ديدهاند در سندش نام عناصر بىاعتبارى هست كه حرفشان قابل پذيرفتن و نقل نيست ، و نخواستهاند با انگشت گذاشتن روى عيبناكىهاى آن در روايتى
هامش
( 1 ) . 1 / 179 .
( 2 ) بقره 262 .
( 3 ) ص 61 .