ابن معين ميگويد : رواىيى نيست . نسائى ميگويد : « قوى » نيست . و نيز ميگويد :
« ثقه » و مورد اعتماد نيست . ابو حاتم ميگويد : « قوى » نيست . عقيلى و ابن جارود و ساجى او را در رديف سست روايتان نشاندهاند . ( 1 )
ب - عيسى بن مسيب .
يحيى و نسائى و دارقطنى ميگويند : « ضعيف » است . ابو حاتم و ابو زرعه ميگويند :
« قوى » نيست . و ابن حبان و ديگران به او ايراد گرفتهاند . ابو داود ميگويد : « ضعيف » است . يحيى بن معين نيز ميگويد : راوىيى نيست . ابن حبان ميگويد : اخبار را وارونه ميسازد ، و درست نميفهمد و اشتباه مىكند بطوريكه ديگر قابل استناد نيست ( 2 ) .
هر محقق و پژوهنده اى ميداند كه اصحاب پيامبر ( ص ) چنين بهشت خريدنى را هرگز باور نداشتهاند و گرنه عليه عثمان چنان همداستان و فعال نميبودند و او را خوار و بيدفاع رها نميساختند ، حتى خود عثمان آن را باور نداشته و گرنه از اين بيمناك نميبود كه آن كسى باشد كه پيامبر ( ص ) فرموده در مكه كافر و مدفون مىشود و نيمى از عذاب جهانيان را بر عهده دارد ( 3 ) .
34 - احمد حنبل در « مسند » و ابو نعيم در « حلية الاولياء » روايتى ثبت كردهاند هر كدام از يك طريق . يكى از طريق عبد اللَّه بن جعفر از يونس بن حبيب از ابى داود .
و ديگرى از فاروق بن خطابى از ابى مسلم كجى از حجاج بن نصر ( 4 ) - ابو محمد بصرى .
ميگويند : « سكن بن مغيرهء اموى ( بصرى آزاد شدهء خانوادهء عثمان ) از وليد بن ابى هشام بصرى از فرقد بن ابى طلحه از عبد الرحمن بن ابى خباب ( 5 ) سلمى بصرى روايت كرده
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال 1 / 160 - تهذيب التهذيب 1 / 48 - لسان الميزان 2 / 48 .
( 2 ) لسان الميزان 4 / 405 .
( 3 ) روايتش در همين جلد بنظرتان رسيد .
( 4 ) چنين نوشته شده اما درست اينطور است : « نصير » ، بضم نون و به صورت مصغر .
( 5 ) چنين نوشته شده اما درست « عبد الرحمن بن خباب » است .