از طرف پروردگارشان - ايمان بياورد كارهاى بدش آمرزيده خواهد گشت و خاطرش اصلاح « . ( 1 ) و هرگاه غير از اين ميبود پاداش و كيفر و حساب و كتاب و دادرسى بى معنا ميگشت و همهء سخنانى كه در اين زمينه با مؤمنان گفته شده بيهوده مىنمود .
ما در كارنامهء عثمان به كار نيكى كه چنين مبالغه و فوق العادگى را ايجاب نمايد بر نمىخوريم جز كمكهاى ماليش به تدارك سپاه « تنگدستى » - آن هم اگر راست باشد - و پولى كه براى حفر چاه « رومه » خرج كرده است ، ضمنا دانستيم عده اى غير از او به تدارك آن سپاه كمك كردهاند و بيش از او ، و چه بسيار چاهها كه براى مسلمانان كندهاند و چه نهرها كه احداث كردهاند همه وقف مسلمانان . اگر اين كار عثمان مستلزم آن باشد كه هر گناهى تا به قيامت مىكند آمرزيده شود بايد گناه آن ديگران هم نه تا به قيامت بلكه حتى بعد از قيامت ( ! ) هم آمرزيده باشد . اما با دعاى هواخواهان عثمان بخت و اقبال فقط يار وى گشته و رخ از ديگران برتافته است .
اصحاب آيا ميدانستهاند عثمان آمرزيده بوده است و با علم به اين به كارهائى كه از او سر ميزده اعتراض مينموده و حاضر نبودهاند به ديدهء مغفرت بنگرند و از او بر خلاف فرمودهء خدا و پيامبرش در نگذشتهاند ، حال آنكه ميگويند آنها « عادل » و راسترو بودهاند ؟ ! يا اين روايت دروغين و جعلى را شنيده اما اعتنائى به آن ننموده و به سطل كاغذ باطله ريختهاند ؟ ! حقيقت به نظر من اين است كه آن روايت تا آخرين روزهاى عمر عثمان بوجود ميآمده و بهنگام محاصره و قتلش و آنگاه كه نعش او را در « بستان كوكب » - گورستان يهوديان - خاك كردهاند هنوز در بطن جاعلان و دروغپردازان بوده است و زمانى كه امويان - همقبيلههاى عثمان - به قدرت رسيدهاند توسط قابلههاى گماشتهء معاويه متولد شده است .
30 - احمد حنبل در « مسند » روايتى ثبت كرده است از قول بهز - ابى اسود بصرى - از ابى عوانه - وضاح بصرى - از حصين از عمرو بن جاوان بصرى از احنف بن
هامش
( 1 ) سورهء محمد ، 2 .