ابن حجر اين را در « فتح البارى » آورده ميگويد : « سست است » ( 1 ) . كاش آن را با سند و ذكر رجال راوى آن آورده بود تا پتهء آنها را به آب مىانداختيم و جعلى بودنش مسلم ميگشت .
29 - ابن عدى روايتى ثبت كرده است از قول عمار بن هارون ( 2 ) - ابى ياسر مستملى - از اسحاق بن ابراهيم مستملى از ابى وائل از حذيفه كه « پيامبر خدا ( ص ) در يكى از لشكركشىهايش به عثمان پيغام داده از او كمك خواست . عثمان ده هزار دينار براى او فرستاد . آنها را در برابر خويش نهاده زيرورو ميكرد و در حق وى دعا كه خدا از تو درگذرد اى عثمان ! از همهء كارهائى كه در پنهان يا آشكار كرده اى و هر آنچه تا بقيامت خواهى كرد . عثمان بعد از اين نبايد از هر چه مىكند بيمى بدل راه دهد . »
ابن كثير اين را در تاريخش آورده ( 3 ) ولى هيچ از عيبناكى سندش نميگويد مثل همه جا كه روايت در فضائل كسانى است كه دل و دينش را به آنها باخته است .
ابن حجر نيز در « فتح البارى » نوشته و ميگويد : سندش واقعا سست است ( 4 ) و در جاى ديگر ميگويد : سندش پوچ است ( 5 ) . قسطلانى در « مواهب اللدنيه » نوشته ( 6 ) اما از عيبناكى آن هيچ نميگويد : زرقانى در شرح آن سخن ابن حجر را - كه آورديم - ميآورد ( 7 ) .
شرح حال بعضى از راويان « سست » و ضعيف اين روايت را بعدها خواهيم ديد .
ابن كثير در تاريخش مينويسد : « حسن بن عرفه از محمد بن قاسم اسدى شامى
هامش
( 1 ) . 5 / 315 .
( 2 ) در تاريخ ابن كثير نوشته شده : عمار بن ياسر مستملى . ولى درست بدانگونه است كه نوشتيم .
( 3 ) . 7 / 212 .
( 4 ) . 5 / 315 .
( 5 ) . 7 / 43 .
( 6 ) . 1 / 172 .
( 7 ) شرح المواهب 3 / 65 .