تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
فقط اصحاب پيامبر ( ص ) را قسم و مورد سؤال قرار مىدهم - آيا ميدانيد كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود هر كس چاه رومه را حفر كند بهشت را پاداش ميبرد . و من آن چاه را حفر كردم ؟ آيا ميدانيد كه او فرمود : هر كس سپاه تنگدستى را تدارك نمايد بهشت را پاداش ميبرد . و من آن را تدارك نمودم ؟ آنها حرفش را تصديق كردند . » ابن حجر اين را در « فتح البارى » آورده و ميگويد : نسائى از طريق احنف بن قيس روايت كرده كسانى كه حرفش را تصديق كردند عبارتند از : على بن ابيطالب ، طلحه ، زبير ، و سعد بن ابى وقاص ( 1 ) . ابن حجر در اينجا خاموش است و هيچ اشكالى به اين روايت نميكند ، در حالى كه خودش نظريات حديثدانان را دربارهء « سيف بن عمر » ثبت كرده است ، اينها را كه او « ضعيف » و سست روايت و « متروك » و بى اعتبار و جاعل دانسته و عموم رواياتش نادرست و دروغ شمرده شده ، و حرفهاى جعلى را از زبان رجال مسلم حديث نقل مىكند ، حديث جعل ميكرده است ، و متهم به زندقه بوده است ( 2 ) . پندارى ابن حجر ميخواسته با ثبت اعتراف كسانى كه ادعاى عثمان را باور كرده و راست شمرده‌اند برهانى براى اثبات فضيلت عثمان جور كند بى توجه به اين كه هر قدر بر شمارهء تصديق كنندگان ادعايش بيفزايد - بفرض صحت آن روايات ، كه بهيچوجه صحت هم ندارد ! - نه تنها فضيلت و افتخارى برايش بثبوت نميرسد بلكه مايهء ننگ و محكوميتش خواهد شد و چنان كه گذشت مسلم ميسازد كسانى كه اعتراف به صحت ادعاى عثمان كرده‌اند باز به علت انحراف او از راه راست دين نتوانسته‌اند كوچكترين ترتيب اثرى به فرمايشات پيامبر ( ص ) دربارهء عثمان بدهند ، و چندان بر تقاضاى خويش دائر بر عزل وى از خلافت يا دست بر داشتن از رويهء ضد اسلاميش پايفشرده‌اند كه كار به كشتنش انجاميده است .
هامش
( 1 ) . 5 / 314 . ( 2 ) رجوع كنيد به : جلد هشتم « غدير » .