چون بعقيدهء آنها عثمان تغيير كردار و احوال داده و از خط اسلامى اداره و حكومت منحرف گشته از مصداق آن سخن پيامبر ( ص ) بيرون رفته است . شايد خود عثمان هم پس از آن خلافكاريها خود را از مصداق آن سخنان پيامبر ( ص ) خارج مىديده و به همين لحاظ بيمناك بوده كه مبادا همان شخصى باشد كه پيامبر ( ص ) پيشگوئى فرموده كه در مكه كافر و مدفون مىشود و نيمى از عذاب جهانيان بر عهدهء او است ( 1 ) . طلحه و زبير حتى خود عثمان دربارهء عثمان همان نظرى را داشتند كه ديگر اصحاب كه بر او شوريدند داشتند ، همان نظرى كه ضمن شرح اظهاراتشان و موضع گيرى و رفتارشان با او نشان داديم . مثلا در آنجا كه در پاسخ سؤال مؤكد به سوگند عثمان ميگويند :
« اين كه دم از پيشاهنگى و سابقه ات با پيامبر خدا ( ص ) زدى ، بايد بگوئيم كه تو پيش قدم و با سابقه و شايسته تصدى خلافت بودى اما بعدا ( عقيده و رويه ات را ) تغيير دادى و آنچه خود ميدانى از تو سرزد . » يا آنجا كه ميگويند : « اين كه گفتى :
فقط سه گونه شخص را ميتوان به قتل رساند ، بايد بگوئيم كه در قرآن قتل غير از اين فقط سه گونه شخص را ميتوان به قتل رساند ، بايد بگوئيم كه در قرآن قتل غير از اين سه گونه شخص را كه نام بردى روا مىبينيم و آن قتل كسى است كه در جهان تلاش تبهكارانه مىكند ، وقتى كسى كه به تجاوز مسلحانه دست زد ، و قتل كسى كه مانع تحقق حق يا قانونى مىشود و براى عدم تحقق و دريافت آن به جنگ مبادرت نموده گردنفرازى مىكند . اكنون تو به تجاوز مسلحانه دست زده و مانع تحقق قانون و دريافت حقى شده و ايجاد مانع كرده و گردنفرازى نموده اى . . . » و امثال اين سخنان كه مبين آراء اصحاب دربارهء او و خلافكاريهاى او است و ثابت مينمايد كه نميشود پيامبر ( ص ) وى را « شهيد » ناميده باشد ، و روايتى كه چنين نسبت ناروائى به پيامبر ( ص ) ميدهد جعلى است جعلى گستاخانه و بيشرمانه .
26 - سيف بن عمر از قول صعصعة بن معاويهء تيمى چنين روايت كرده است :
« عثمان وقتى در محاصره بود بدنبال على و طلحه و زبير و ديگران فرستاد كه فردا بيائيد . فردا از فراز خانه رو به آنان نموده گفت : شما را به خدا قسم مىدهم - و من
هامش
( 1 ) روايتش در همين جلد بنظرتان رسيد .