نمائيم بايستى با كوفيان متقدم همراه شويم و از رواياتى كه قيس بن ابى حازم - كسى كه به امير المؤمنين على عليه السلام حمله ميكرده است - پرهيز نمائيم . اساسا هيچ محقق درسترائى نميتواند به روايت منافق بدبختى كه خرف گشته و عقلش را از دست داده باشد اعتماد كند . سخن ابن ابى الحديد را در همين جلد شنيديم كه ميگفت : « مشايخ متكلمين و اساتيدمان قيس را مورد انتقاد و حمله قرار داده و گفتهاند : او فاسق و زشتكار بوده و رواياتى كه او نقل كند قابل قبول نيست . . . »
9 - ابن عدى از قول ابى يعلى از مقدّمى - محمد بن ابى بكر - از ابى معشر - يوسف بن يزيد البراء البصرى - از ابراهيم بن عمر بن ابان بن عثمان از قول پدرش عثمان روايت مىكند كه « پيامبر ( ص ) آهسته به من گفت كه بنا حق و ظالمانه كشته خواهم شد . » ( 1 )
چنان كه در « ميزان الاعتدال » آمده ابن عدى اين روايت را دروغين خوانده و از روايات عمر بن ابان كه همه اش غير محفوظ مىباشد شمرده است . ابان بن عثمان بطوريكه احمد بن حنبل ميگويد حديثى از پدرش - عثمان - نشنيده است ، بنابر اين چگونه ممكن است عمر بن ابان سخن عثمان را از او نقل كند . حال ابى معشر و ابراهيم بن عمر را در بحث از سومين تمجيدى كه دربارهء عثمان ادعا شده ملاحظه خواهيد كرد و خواهيد ديد كه روايات ايندو نفر صحت ندارد و قابل اعتماد نيست .
10 - ذهبى در « ميزان الاعتدال » روايتى از طريق انس آورده به اين مضمون :
« عثمان ! تو پس از من عهده دار خلافت خواهى شد و منافقان ميخواهند ترا عزل كنند ، از خلافت كناره گيرى نكن ، و آن روز را روزه بدار تا نزد من افطار كنى » . ( 2 )
ذهبى ميگويد : در سندش نام خالد بن ابى رحال انصارى هست كه روايت عجيبى دارد . ابن حبان ميگويد : روايات او قابل استناد نيست . در « لسان الميزان » ميگويد : ابو حاتم گفته است : او « قوى » نيست « . ( 3 )
هامش
( 1 ) لسان الميزان 4 / 282 .
( 2 ) . 1 / 300 .
( 3 ) . 6 / 794 .