تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و سهمگين فرمود بخاطر آوريم ، اين را كه « خدا ! دوستدار كسى باش كه دوستدار او است ، و كسى را دشمن بدار كه او را دشمن ميدارد . خدايا ! از مردم هر كه او را دوست ميدارد تو دوست او باش ، و هر كه با او دشمنى مىكند تو دشمن او باش » . يا به اين عبارت : « خدايا ! دوستدار كسى باش كه دوستدار اوست ، و كسى را دشمن بدار كه او را دشمن ميدارد ، و كسى را يارى كن كه او را يارى مىكند ، و كسى را دوست بدار كه او را دوست ميدارد » . يا به اين صورت : « خدايا ! دوستدار كسى باش كه دوستدار او است ، و كسى را دشمن بدار كه او را دشمن ميدارد ، و كسى را دوست بدار كه او را دوست ميدارد ، و با كسى كينه بورز كه به او كينه ميورزد ، و كسى را يارى كن كه او را يارى مىكند ، و كسى را خوار گردان كه او را خوار ميخواهد » . بالاخره به اين صورت : « خدايا ! دوستدار كسى باش كه دوستدار او است ، كسى را دشمن بدار كه او را دشمن ميدارد ، و كسى را دوست بدار كه او را دوست ميدارد ، و با كسى كينه بورز كه به او كينه ميورزد ، و كسى را يارى كن كه او را يارى مىكند ، و كسى را قدرت و احترام بخش كه به او احترام مىبخشد ، و كسى را مدد رسان كه به او مدد مىرساند » . و ديگر صورتها و عبارتها كه در جلد اول بشرح آورديم . بنابر اين ، و باستناد اين متنهاى قرآنى و سنتى كه گواهى خدا و پيامبرش را حكايت ميكنند عبد اللَّه بن شقيق - يكى از راويان آن روايت - منافقى بدبخت است و دشمن خدا و پيامبرش ، و كسى كه خدا با او دشمنى ميورزد ، و هيچ خيرى از خودش و روايت و سخنش نيست ، و روايتى كه او نقل كند پذيرفته نخواهد بود و نه انسانى تصديقش خواهد كرد ، خدا او را خوار و بى مقدار گردانيده و در رستاخيز به روى در آتش دوزخ افكنده است . بگذار حافظان حديث و روايتداران او را « مورد اعتماد و از مسلمانان نيكوسيرت » بشمارند ! 7 - احمد حنبل « در مسند » روايتى نوشته از طريق عبد اللَّه بن شقيق بصرى ، ميگويد : هرم بن حارث و اسامة بن خزيم از مرّة بهزى به من گفته‌اند : در حالى كه با رسولخدا ( ص ) در يكى از كوچه‌هاى مدينه ميرفتيم از ما پرسيد : از فتنه اى كه همه سرزمين