تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
ياد كرده او را ستوده است ، و هيچكس ايرادى بر او وارد نياورده است . « عجلى » او را ثقه و مورد اعتماد شمرده ، و « ابن حبّان » از او همينگونه ياد كرده است . اگر بعضى محدثان از وى روايت نكرده باشند دليل بر اين نيست كه وى را تضعيف نموده‌اند . « ابن حجر » در تهذيب التهذيب ميگويد : « مهنّا گفته است كه از احمد ( حنبل ) دربارهء مالك اشتر پرسيدم كه آيا از او روايت مىكند ؟ گفت : نه . و مىافزايد كه قصد احمد حنبل از اين سخن تضعيف او نبود ، بلكه مقصودش اين بود كه حديثى از طريق او روايت نشده است ( 1 ) » . فرمايشات مولاى متقيان امير مؤمنان عليه السلام در تجليل وى براى عظمت مقامش كفايت مىكند . در نامه اى پس از انتصاب مالك اشتر به استاندارى مصر براى مردم آن استان مينويسد : « پس از درود ، يكتن از خدا پرستان ( يا بندگان خدا ) را نزد شما فرستاده‌ام كه بهنگام مخاطرات نمىخوابد و نمىآسايد ، و در هنگامه‌هاى حملهء دشمن روى از ترس بر نمىتابند ، بر جنايت - كاران از شعلهء آتش آسيب رسانتر است . وى مالك بن حارث از قبيلهء مذحج است . بنابر اين سخنش را به گوش گيريد و فرمانش را در صورتى كه با حق ( يا قانون اسلام ) مطابقت داشته باشد اطاعت كنيد . زيرا او يكى از شمشيرهاى خداست كه كندى نميپذيرد و نه در فرودش بر هدف كژى مينمايد . هر گاه دستور بسيج صادر كرد به زير پرچم گرد آئيد و چون فرمان توقف داد اقامت كنيد . چه ، او هر قدمى كه پيش نهد يا واپس گذارد يا تأخير نمايد يا پيش قدم باشد بفرمان من مىكند . و من چون او را براى شما دلسوز و خير خواه يافتم و ديدم كه نسبت به دشمنان سخت ستيز و پايدار است خود را از مصاحبت و مساعدتش محروم ساختم تا شما را از آن بهره مند گردانيده باشم . . . ( 2 ) »
هامش
( 1 ) . 10 / 12 . ( 2 ) تاريخ طبرى 6 / 55 - نهج البلاغه 2 / 61 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 30 .