وقتى خبر درگذشت مالك اشتر به امير المؤمنين على عليه السلام رسيد فرمود : انا للَّه و انا اليه راجعون . پروردگار جهانيان را سپاس ميگويم .
خدايا ! درگذشت او را كه از پيشامدهاى ناگوار روزگار است باميد اين بر تن هموار ميسازم كه رضايت را بجويم . آنگاه فرمود : خدا ، مالك را بيامرزد كه بعهدش وفا ميكرد ، و در گذشت و به ديدار رحمت پروردگار نائل گشت با اين كه ما خودمان را حاضر و آماده كردهايم كه پس از مصيبت در گذشت پيامبر خدا ( ص ) كه از بزرگترين مصائب بود بر هر مصيبتى شكيبا و بردبار باشيم باز مصيبت درگذشت مالك سخت گران ميآيد ( 1 ) .
عده اى از سران قبيله « نخع » - قبيلهء مالك اشتر - ميگويند : وقتى خبر مرگ مالك اشتر به امير المؤمنين على ( ع ) رسيد ما نزد او رفتيم ، و ديديم بيتاب است و پيوسته بر مرگ وى افسوس مىخورد . آنگاه گفت خدايا كه مالك چه مرد خوبى بود ، و چه خوب مردى بود ! اگر از كوهستان ميبود حتما صخره اى ميبود ، و هر گاه از سنگ ميبود قطعا سنگى سخت ميبود . آه ، به خدا مرگت عالمى را ميلرزاند و عالمى ديگر را شاد ميگرداند . در مرگ چون توئى بايد گريست . آيا كسى ديگر چون مالك وجود دارد ؟
علقمة بن قيس نخعى ميگويد : « على ( ع ) همچنان بيتاب و غمناك بود تا پنداشتم كه او بجاى همهء ما داغدار و سوگوار شده است ، و آثار اندوه داغداريش تا روزها بر چهره اش نقش بسته بود . »
شريف رضى و زبيدى ستايش مولا را در حق وى بدين عبارت آوردهاند :
« اگر از كوهستان ميبود حتما صخره اى ميبود كه هيچ سنگتراش ذرهاى از پيكرش نميارست گسستن ، و نه هيچ پرنده به فراز ستيغش ميتوانست پريدن . » ( 2 )
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 2 / 29 .
( 2 ) نهج البلاغه 2 / 239 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 30 - لسان العرب 4 / 336 - تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 153 - تاج العروس 2 / 454 .