در قلمرو شما هستند فرماندهى دادهام . بنابر اين بايستى راهنمائيهايش را به گوش گيريد و از او فرمان بريد و او را سپر و حافظ خويش گردانيد ، زيرا او از آنگونه مردان است كه اين نگرانىها در موردشان نيست كه سستى و كاهلى نمايند يا بلغزند و بخطا روند يا در موقعى كه سرعت بخرج دادن به مصلحت و احتياط نزديكتر باشد كندى نمايند يا در مواردى كه كندى و شمرده قدم برداشتن به صواب نزديكتر باشد شتاب ورزند . »
ابن ابى الحديد در اينجا ميگويد : « تمجيدى كه امير المؤمنين ( ع ) به عمل آورده با همهء اختصار چنان گويا و رسا است كه با هيچ سخن مشروحى نميتوان گفت و رساندش . بجان خودم ، مالك اشتر شايستهء چنين تمجيد و ستايشى هم هست ، زيرا سخت دلير و سهمگين بوده است و بسيار سخاوتمند ، پيشوامنش ، بردبار ، و سخنور و شاعر . درشتى و نرمى را بهم آميخته ميداشته است ، و به همين روى در موقع پرش و پرخاش پرخاشگر ميبود و در وقت نرمش ، نرمخو . و از گفتههاى عمر است كه كار حكومت ( اسلامى ) جز با مردى كه در عين قدرتمندى خشن نباشد و در عين نرمى ناتوانى ننمايد راست و به راه نگردد . » ( 1 )
در نامه اى كه مولا امير المؤمنين به محمد بن ابى بكر مينويسد مالك اشتر را ميستايد : « مردى را كه باستاندارى مصر منصوب كرده بودم خير خواه و دلسوز ما بود و نسبت به دشمن ما درشت و ستيزه گر بود . دوره اش را بپايان آورد ، و در حالى كه از او خشنود بوديم در گذشت ، خدا از او راضى و خشنود باشد و پاداشش را چند برابر گرداند و سرنوشتى نيكو برايش مقرر فرمايد » ( 2 )
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 3 / 417 .
( 2 ) تاريخ طبرى 6 / 55 - نهج البلاغه 2 / 59 - تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 153 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 30 .