در آن تحقيق كنيد مبادا از روى نادانى به عده اى آسيب برسانيد و بعدا بر كردهء خويش پشيمانى خوريد . » ( 1 )
خليفه وظيفه داشت آن جوان زشتكار هرزه را بخاطر گزارش و خبر مغرضانه اش سخت ملامت و حتى مجازات كند كه چرا مردان خدا پرست را كه استاد قرآنند ابله ناميده است ، مردانى كه پيشواى مردمند و زاهدان خطهء خويش و فقيهانى سترگ و مجسمهء زهد و تقوى و نمونهء عالى فقه و اخلاق و هيچ جرمى نداشتهاند جز اينكه تن به خواهشهاى آن جوانك بىسر و پا نسپردهاند و در شهوت پرستى و جناياتش شركت نجستهاند . آيا خليفه پيش از اينكه حكم تبعيدشان را رقم بزند تحقيق كرد كه ميان ايشان با آن جوان هرزه چه گفتگو و بحثى در گرفته و سخن بر سر چه بوده و در آن جلسات چه گذشته است ؟ ! نه ، بلكه بجاى تحقيق و اطلاع از آن ماجرا و فقط بنا به خواهش آن جوانك سبك - سر كامجو آنهمه صدمه و اهانت و محروميت را بر آن نيكمردان وارد آورده است . امّا دين و دينداران كارش را تقبيح كردهاند و تاريخ از آن در رديف سياهكاريهاى عثمان ياد نموده است .
ملايمتى كه معاويه - در مقايسه با پسر خالد بن وليد - نسبت به اين جماعت نشان داد از روى حلم و بنابر موازين اخلاقى نبود بلكه ملايمتى سياسى و نفع طلبانه و حساب شده بود . اگر پرخاش ميكرد براى اين بود كه خليفه از او راضى باشد و بگويد با مخالفانش درشتى نموده است . اگر با آنان بملايمت رفتار ميكرد از آن جهت بود كه ميدانست طرفداران و پيروانى بسيار دارند و طبعى درشت و پر صلابت كه خشونت را با انتقام مقابله مينمايند . معاويه خواب
هامش
( 1 ) حجرات 6 .