تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
گفت : بله ، ولى بدون اطلاع من آن را برداشته‌اند . گفتند : دو حال بيشتر نيست : تو يا راست ميگوئى يا دروغ ميگوئى . در صورتى كه دروغ بگوئى ، بايد از حكومت بر كنار شوى ، زيرا بناحق دستور كشتن ما را صادر كرده اى . و در صورتى كه راست بگوئى ، باز هم بايد بر كنار شوى ، زيرا ضعيف و غافل هستى و دور و بريهاى ناپاك و پليدى دارى ، و به اين دليل كه روا نيست كسى را زمامدار خويش كنيم كه آنقدر غافل و سست اراده و ناتوان است كه چنين فرمانهائى را بنام و از طرف تو صادر ميكنند . و افزودند كه تو عده اى از اصحاب پيامبر ( ص ) و غير اصحاب را كه تو را پند ميداده و سفارش ميكرده‌اند كه دست از كارهاى ناروايت برداشته به قانون اسلام باز گردى و آن را به كار بندى كتك زده اى . اكنون بايد قصاص كتكهاى ناحق و ظالمانه ات را بدهى و آنان با تو مقابلهء به مثل كنند . عثمان گفت : هر زمامدارى در اجراى قانون گاه درست عمل مىكند و گاهى بخطا ميرود . بنابراين من نميگذارم آنها كه به خطا كتك زده‌ام مرا قصاص كنند ، چون اگر همهء آنها بيايند مرا قصاص كنند تلف خواهم شد . گفتند : تو بدعتهاى سهمگين مرتكب گشته اى كه بموجب آنها بايد بر كنار شوى . هر گاه دربارهء آنها با تو صحبت مىشود توبه ميكنى و اعلام مينمائى كه دست از آنها بر خواهى داشت اما دوباره همانها را مرتكب ميشوى و امثال آنها را . بعلاوه ما پيش تو آمديم و تو در حضورمان توبه نمودى و تعهد كردى كه به قانون اسلام باز آئى ، و محمد بن مسلمه ما را بخاطر تو مورد سرزنش قرار داد و در برابر ما تضمين كرد كه آنچه قول داده اى عمل كنى . لكن تو به عهد و توبه ات وفا ننمودى تا محمد بن مسلمه از تو اظهار نفرت و بيزارى كرد و خود را از گناهانت برى و بر كنار شمرد و گفت : در كار عثمان دخالت نخواهم كرد . دفعهء اول ما برگشتيم تا هيچ بهانه اى براى تو نماند و در