تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
خواهيد جنگيد ، بايد بگويم كه من به هيچكس دستور نميدهم با شما بجنگد ( 1 ) . بنابراين اگر كسى براى دفاع از من بجنگد بدون دستور و اجازه‌ام جنگيده است . بجان خودم اگر تصميم داشتم با شما بجنگم به لشكرهايم مىنوشتم تا سربازان و مردان جنگى را براى دفاعم گسيل دارند ( 2 ) يا به يكى از مناطق قلمروم مثلا به مصر يا عراق رفته آمادهء جنگ ميشدم . بنابرين بر جان خويش رحم كنيد و اگر به زندگى من دلبسته نيستيد به فكر جان خويش باشيد ، زيرا اگر مرا بكشيد به خوانخواهى من و به تعقيب شما برخواهند خواست . آنان از نزد وى برفتند . و به او اعلان جنگ دادند . عثمان بدنبال من ( محمد بن مسلمه ) فرستاده خواست آنان را از او دور سازم . گفتم : نه ، به خدا در يكسال نميشود دوبار دروغ بگويم » . ( 3 )

بررسى اين روايات تاريخى

از رواياتى كه نقل كرديم دانسته مىشود كسانى كه به حكومت و زندگى عثمان خاتمه داده‌اند مهاجران و انصار و اصحاب پيامبر ( ص ) بوده‌اند و از آنجماعت فقط چهار نفر كه قبلا نام برديم در آن شركت نداشته و مستثنى بوده‌اند . مهاجران و انصار و اصحابند كه در اعتراض و حمله به عثمان با مردمى كه
هامش
( 1 ) جز قبيلهء خودش كسى وجود نداشت تا به او دستور جنگ بدهد ، و تازه همان بنى اميه از عهدهء اين كار بر نميآمدند و جرأت آن را نداشتند ، چنان كه روز قتل وى به يكى از انبارهاى « ام حبيبه » پناه برده متحصن شده بودند . ( 2 ) عثمان خود را براى جنگ آماده ميساخت و به لشكرهايش نيز نامه نوشته بود و بعضى واحدهاى نظامى را از شام و ديگر استانها فراخوانده بود . اما با اين حرفها ميخواست مخالفان را بفريبد و اغفال كند . ( 3 ) تاريخ طبرى 5 / 120 و 121 .