تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
اعلام حجت و اخطار تو از هيچ فرو گذار نكرده باشيم و خدا را ( كه تو شاهد و طرف عهدت با ما ساخته بودى ) عليه تو به پشتيبانى طلبيديم . يكوقت ديديم نامه اى به استاندارت عليه ما نوشته اى و به او دستور داده اى كه ما را اعدام كند و قطعه قطعه سازد و بدار آويزد . حالا ادعا ميكنى نامه اى كه همراه نوكرت سوار شترت و به خط منشىات و داراى مهرت هست بىاطلاعت نوشته شده است . بنابراين اتهام سهمگينى بر تو وارد آمده است . و اين بعلاوهء آن انحرافاتى كه در حكومت از قانون اسلام از تو قبلا سر زده و گرفتارش بوده‌ايم و تبعيض و بيشتر ستانىهائى كه در تقسيم درآمد عمومى از تو سر ميزد ، و كيفرهائى ناروائى كه به مردم نصيحتگر ميدادى ، و اظهار توبه اى كه كردى و بعد تكرار همان گناهان و انحرافات . ما آن دفعه دست از تو برداشته بازگشتيم و برگشتنمان هم درست نبود و بايد ميمانديم تا تو را بر كنار ميساختيم و يكى از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) را كه به چنان بدعتها كه تو مرتكب گشتى نيالوده بود و متهم به اتهاماتى كه بر تو وارد است نبود بجاى تو به حكومت بر ميداشتيم . اينك از كار ما كناره گيرى كن و خلافتمان را به ما باز گردان ، زيرا اين كار سبب مىشود كه ما از صدمات تو محفوظ باشيم و تو از دست ما ايمن باشى . عثمان گفت : مقصودتان را بيان كرديد و حرفتان تمام شد ؟ گفتند : بله . گفت : خدا را سپاس ميبرم و از او يارى ميجويم و به او ايمان مىبندم و توكل مينمايم . و گواهى مىدهم كه خدائى جز خداى يگانهء بيشريك ، نيست و محمد بنده و پيامبر او است و او را فرستاده همراه مايهء هدايت و دين راستين تا آن دين را بر همهء اديان - گر چه مشركان ناخوش دارند - چيره و پيروز گرداند . پس از اين سپاس و ستايش ، ميگويم : شما در سخن عدالت ننموديد و در قضاوت انصاف نداديد . در جواب اين كه گفتيد : از حكومت كناره گيرى كن ،