تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
طبرى بنقل از عبد الرحمن بن يسار مينويسد : « كسى كه اين نامه را از طرف عثمان به مصر ميبرد ابو اعود اسلمى بود . » ( 1 ) هم او است كه امير المؤمنين على ( ع ) در دعاى دست نفرينش ميكرد ، و اين را قبلا نوشتيم ، و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نوشته است . ( 2 ) طبرى بنقل از عثمان بن محمد اخنسى مينويسد : « محاصرهء عثمان پيش از آمدن اهالى مصر بود . اهالى مصر روز جمعه به مدينه رسيدند و او را جمعهء بعد كشتند » . ( 3 )

عثمان توبه كارى توبه شكن است

طبرى از قول سفيان بن ابى العوجاء مينويسد : « دفعهء اولى كه مصريان آمدند عثمان با محمد بن مسلمه صحبت كرد تا او با پنجاه تن از انصار سوار شده رفتند به طرف آنها و در ذو خشب به آنها رسيدند و وادارشان كردند كه برگردند و خود برگشتند . مصريان چون به » بويب « رسيدند نوكر عثمان را ديدند كه نامه اى همراه دارد خطاب به عبد اللَّه بن سعد ( بن ابى سرح استاندار مصر ) . در نتيجه بازگشتند و به مدينه - كه مالك اشتر و حكيم بن جبله هنوز از آن بيرون نرفته بودند - آمدند . نامه را پيش عثمان بردند ، منكر نوشتن آن شد و گفت : اين ساختگى و جعلى است . گفتند : مگر نامه به خط منشى تو نيست ؟ گفت : بله ، هست . ولى بدون دستور من نوشته است . گفتند : قاصدى كه نامه را با او يافتيم نوكر تو نيست ؟ گفت : آرى ، ولى بدون اجازه‌ام به راه افتاده است . گفتند : اين شتر ، شتر تو ( از اموال دولتى و عمومى ) نيست ؟
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 115 . ( 2 ) . 1 / 165 . ( 3 ) تاريخ طبرى 5 / 132 .