به كشتن رفتند ، و يزيد سپاهى بالغ بر بيست هزار به مدينه فرستاد تا مقدسات مردمش را در مدت سه روز پايمال و تباه گردانند و بخاطر همسازيشان با اشرار هر چه ميخواهند بر سرشان در آورند . » ( 1 )
« حسّان بن ثابت دربارهء كسانى كه از عثمان دفاع نكردند يعنى دربارهء انصار و ديگران چنين سروده است :
چون مرگ فرا رسيد انصار به ياريش بر نخاستند ،
در حالى كه استاندارانش از او حمايت مينمودند
زبير و طلحه چه دليلى براى تبرئه خويش خواهند آورد ،
آنگاه كه قيامت فرا رسد ؟
محمد بن ابى بكر آشكارا به قتل عثمان ،
برخاست و عمار ياسر بدنبال او بود
و على در خانه اش از مردم با اينكه همهء چيزها ،
پيش او بود پيشدستى كرده مىپرسيد چه خبر ؟
و بسوى هر كه ميخواست بيعت كند دست پيش ميآورد ،
در حالى كه آرامش و وقارش را حفظ كرده بود » ( 2 )
ابن عساكر ، ابياتى از حميد بن ثور ملقب به ابو مثنى هلالى در مرگ عثمان آورده است :
« خلافت كه از ميان برفت بدست مردم مدينه رفت ،
آنهنگام كه از راه دين بدر گشته و به بيراهه رفتند
خدا چون ديد احترام عثمان را نگاه نداشته و مرتكب ،
جنايت در حقش شدند خلافت را از آنان به كسانى منتقل ساخت كه شايسته
تصدى خلافت بودند
هامش
( 1 ) طبقات ابن سعد 3 / 47 .
( 2 ) مروج الذهب 1 / 442 - عقد الفريد 2 / 267 .