تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
خلافت پيامبر خدا را از صاحبان و شايستگانش بربايند آن را بسامان آوريد . زيرا بجاى كتاب خدا ( قرآن ) چيز ديگرى انتخاب شده است ، و سنت و رويهء پيامبر خدا دگرگونه گشته است ، و مقررات دو خليفهء پيشين جاى خود را به مقررات تازه اى داده است . بنابراين ، همهء اصحاب و تابعينى را كه اين نامه را دريافت كرده يا از آن اطلاع پيدا ميكنند به خدا قسم ميدهيم كه بيائيد اينجا و حق را براى ما بگيريد و به ما بدهيد . اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد پيش ما بيائيد و حق ( و قانون جامعه ) را بر همان صورت و روشى بر قرار گردانيد كه بهنگام رحلت پيامبرتان و خلفاى سابق بود . حقمان را از دستمان ربوده‌اند ، و بر درآمدهاى عمومىمان مسلط گشته‌اند ، و مانع كار و حكومتمان گشته‌اند . خلافت در دورهء پس از پيامبرمان خلافت پيامبرانه و مايهء رحمت بود و امروز به سلطنت دردناك و بيرحمانه اى تبديل گشته است كه در آن هر كه بر هر چه ( از اموال و در آمد عمومى يا از اموال خصوصى افراد ) دست پيدا كند آن را مىخورد ! » ( 1 )

نامهء مردم مدينه به عثمان

طبرى مينويسد : عبد اللَّه بن زبير از پدرش زبير بن عوام نقل مىكند كه « مردم مدينه در نامه اى عثمان را دعوت كردند به توبه ( يعنى بازگشت از خلافكارى به رويهء اسلامى و حكم خدا ) ، و استدلال كردند و به خدا قسم خوردند كه اگر تعهداتى را كه در برابر خدا دارد ( يعنى عمل به حكم خدا ) انجام ندهد دست از او بر نخواهند داشت و كار را به قتلش خواهند كشيد . پس وقتى عثمان از كشته شدن ترسيد با راهنمايان و افراد خانواده اش ( يعنى امويان ) به مشاوره پرداخت . . . » ( 2 )
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 32 . ( 2 ) تاريخ طبرى 5 / 116 .