در مدينه نابينائى را ديد كه ميگويد : خدايا ! عثمان و نسلش را لعنت كن ! به او گفت : اى كور ! به عثمان اين حرف را ميزنى ؟ اى مردم مدينه ! شما دو دسته بوديد ، عده اى در كشتن عثمان دست داشتيد و جماعتى او را خوار و بيدفاع گذاشتيد . و خدا هر دو دستهء شما را به وضع بدى كيفر داد . اى مردم مدينه ! شما از قوم ثمود بدتريد ، زيرا آنها شتر ( موقوفهء ) خدا را كشتند و شما خليفهء او را كشتيد ، و خليفهء خدا ارزنده تر از شتر ( موقوفهء ) او است » . ( 1 )
امينى گويد :
مقصود از نقل اين روايت تاريخى فقط نشان دادن رويّه و نظر اصحاب اهل مدينه است و اين كه دو دسته بودهاند : جمعى در كشتن عثمان شركت كردهاند و گروهى از دفاعش خوددارى نمودهاند . و كارى به حرف و نظر ابو مسلم خولانى دربارهء اصحاب اهل مدينه نداريم ، و كمى پيشتر ديديم كه مالك اشتر به او و امثالش چه جواب داده است .
7 - واقدى مينويسد : « در سال 34 هجرى عده اى از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) به جمعى ديگر از اصحاب نامه نوشته از رويّهء عثمان و تغيير و تبديلاتى كه ( در رويهء اسلامى حكومت و اداره ) داده بود و اين كه مردم از دست استانداران و كارمندان عاليرتبهء او چه ميكشند و در چه حالند شكايت كرده و تقاضا نمودند كه اگر طالب جهادند به مدينه بيايند ( براى جهاد عليه عثمان ) .
هيچيك از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) از عثمان دفاع و حمايت نمينمود و نه آنچه را عليه او ميگفتند تكذيب ميكرد باستثناى چند نفر كه عبارت بودند از زيد بن ثابت ، ابو اسيد ساعدى ، كعب بن مالك ، و حسّان بن ثابت انصارى .
پس مهاجران و ديگران در خدمت على ( ع ) اجتماع كردند و از او خواهش نمودند
هامش
( 1 ) تاريخ ابن عساكر 7 / 319 .