نصر بن مزاحم مينويسد : « ابو امامهء باهلى و ابو درداء كه با معاويه بودند نزد او رفته گفتند : اى معاويه ! به چه دليل و بر سر چه با اين مرد ( يعنى على ع ) مىجنگى ؟ به خدا در ايمان به اسلام او از تو پيشى جسته و براى تصدى خلافت شايسته تر از تو است و از لحاظ خويشاوندى با پيامبر ( ص ) نزديكتر از تواست .
بنابراين چرا با او مىجنگى ؟ گفت : بر سر خون عثمان و اينكه قاتلانش را در سايهء حمايتش گرفته مىجنگم . به او بگوئيد بگذارد انتقام خويش از قاتلان عثمان بگيريم ، من پيش از همهء اهالى شام با او بيعت خواهم كرد . نزد على ( ع ) رفته حرف معاويه را برايش نقل كردند . گفت : اينها هستند كه مىبينيد .
در اين حال بيست هزار مرد جنگى يا بيشتر پيش آمدند همه زرهپوش كه جز چشمشان هيچ از پوشش آهنين پيدا نبود و هماوا گفتند : همهء ما قاتل عثمانيم .
اگر خواستند بيايند انتقام بگيرند ! » ( 1 )
4 - سخن ابو طفيل را قبلا آورديم كه در پاسخ معاويه كه مىپرسد چرا به يارى عثمان بر نخاستى ميگويد : « چون مهاجران و انصار به ياريش بر نخاستند . . . »
5 - شعبه ميگويد : « كسى را نديدهام كه بيش از قاضى ابو اسحاق سعد ( بن ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف متوفاى 125 هجرى ) نسبت به مردم مدينه پرخاشگرتر و بدبينتر باشد . نشد يكتن از اهالى مدينه را بعنوان شاهد به محكمه اش ببرم و شهادتش را رد نكرده دروغگويش نشمارد . علتش را پرسيدم ، گفت : مردم مدينه ، عثمان را كشتند » . ( 2 )
6 - ابن عساكر مينويسد : « ابو مسلم خولانى - كه از تابعين بود -
هامش
( 1 ) صفين 213 .
( 2 ) تاريخ ابن عساكر 6 / 83 .