يا نه نادرست است ؟ عمرو عاصى گفت : راست و درست است ، و من مىافزايم كه در ميان اصحاب پيامبر خدا ( ص ) هيچيك باندازهء على مناقب و ستايش ندارند . آن جوان حيرت كرد . عمرو عاصى گفت : اما او با كارى كه دربارهء عثمان كرد همهء آنها را از بين برد . « برد » پرسيد : او مگر دستور كشتن عثمان را داد يا او را كشت ؟ گفت : نه ، ولى قاتلان عثمان را پناه داد و تحت حمايت خويش گرفت . پرسيد : مردم با علم به اين كارش با او بيعت كردند ؟ گفت آرى . پرسيد : پس به چه دليل پيمان بيعتى را كه با او بسته اى گسستى ؟ گفت : چون او را متهم به قتل عثمان كردهام . « برد » گفت : تو خودت هم متهمى ! گفت : درست است ، و من به فلسطين رفتهام . آن جوان نزد دوستان و قبيله اش رفته گفت : ما نزد عده اى رفتيم كه آنها را با حرفهاى خودشان محكوم ساختيم . على بر حق است ، بنابراين از او پيروى و اطاعت كنيد » ( 1 ) .
4 - طبرى بنقل از واقدى مينويسد : چون خبر كشته شدن عثمان رضى اللَّه عنه به عمرو عاصى رسيد گفت : مرا ابو عبد اللَّه ميگويند ! او را در حالى كه در درهء « سباع » بودم كشتم . چه كسى ممكن است پس از عثمان به خلافت برسد ؟ اگر طلحه بيايد او جوانمرد دست و دلباز عرب است ، و اگر على بن ابيطالب بيايد حتما قانون اسلام را بر قرار خواهد ساخت و خلافت هيچكس باندازهء به خلافت رسيدن او برايم ناگوار نيست » ( 2 ) .
5 - در جلد دوم روايت مفصلى آورديم حاكى از سخن امام حسن مجتبى ( ع ) به عمرو بن عاصى ، كه اين قسمتى از آن است : « دربارهء قضيهء عثمان ، تو بودى كه دنيا را عليه او به آتش كشيدى و بعد به فلسطين رفتى
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 93 .
( 2 ) تاريخ طبرى 5 / 234 .