تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
بود كه سوارهء ديگرى گذشت ، و عمرو از او پرسيد : آنمرد چه كرد ( يعنى عثمان ) ؟ گفت : كشته شد . با شادى فرياد زد كه مرا عمرو عاصى ميگويند . اگر تصميم به كارى بگيرم با جديت تمامش ميكنم . وقتى تصميم گرفتم مردم را عليه او بشورانم اگر چوپانى را با رمه اش بر سر كوه مييافتم عليه او ميشوراندمش . سلامة بن روح به او گفت : شما قبيلهء قريش ! مانعى را كه در ميان شما و اعراب وجود داشت و حجاب حرمت شما بود از ميان برداشتيد . چرا چنين كرديد ؟ ! گفت : خواستيم حق را از شكم باطل بيرون آوريم ، تا مردم در برابر قانون برابر و در حقوق مساوى باشند . خواهر عثمان - خواهرى كه از مادرش ام كلثوم دختر عقبة بن ابى معيط داشت - همسر عمرو عاصى بود . وقتى عثمان او را از استاندارى بر كنار كرد اين همسرش را طلاق داد » ( 1 ) . 2 - نخستين بارى كه مصريان به علت نارضائى از عثمان به مدينه آمدند على ( ع ) همراه سىتن از مهاجران و انصار سواره نزد آنها رفتند و آنها را راضى به بازگشت كردند . وقتى برگشتند ، على ( ع ) نزد عثمان رفته به او اطلاع داد كه مصريان برگشتند . فرداى آن روز مروان به عثمان توصيه كرد كه نطق كن و به مردم بگو مردم مصر برگشتند و آنچه دربارهء امام و زمامدارشان باطلاعشان رسيده بود بىاساس بود . پيش از اين كه مردم از شهرستانها برخاسته به طرف مدينه به راه بيفتند و جمعيتى در اينجا عليه تو گرد آيد كه قادر به دفع آنها نباشى نطق تو در شهرستانها پخش مىشود . عثمان زير بار نرفت . ولى مروان
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 108 ، 203 - انساب الاشراف 5 / 74 - الامامة و السياسة 1 / 42 - استيعاب ، شرح حال عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح - شرح ابن ابى الحديد 1 / 63 - ابن كثير چون اين مطالب تاريخى بمذاقش خوش نميامده مثل هميشه آن را باختصار برگزار كرده و اشاره وار در گذشته است : تاريخ ابن كثير 7 / 170 .