تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
و به منظور نيامدن به كمكش برايش عذر و بهانه تراشيدى و در همان حال يقين داشتى كه محاصره كنندگان تا او را نكشند دست از او بر نخواهند داشت ، تا همانطور كه آرزو داشتى بقتل رسيد . آنگاه چون ديدى مردم ترا همشأن و همطراز ما نميدانند بناكردى به نوحه و شيون براى عثمان و تهمت زدن به ما كه او را كشته‌ايد ، و داد زدن كه عثمان بناحق و مظلومانه كشته شد . اگر واقعا بناحق و مظلومانه كشته شده باشد تو از همه ظالمتر و مسؤلترى . آنگاه يكدم از حقه بازى و عوامفريبى فارغ ننشسته و پيوسته در فريب دادن مردم بىاطلاع و جاهل كوشيدى و بكمك تودهء نابخرد به كشمكش ما برخاستى تا حق ما را از دستمان بگيرى ، و بالاخره آنچه را ميخواستى گرفتى و بدست آوردى . « نميدانم ، شايد اين مايهء آزمايش شما باشد و بر خوردارى موقتى ( 1 ) ! » ( 2 ) . امينى گويد : علامهء امت اسلامى گر چه هيچگونه دخالتى در تسخير خانهء عثمان و كشتنش نداشته و در آن سال امير الحاج بوده با ساير اصحاب پيامبر اسلام ( ص ) در مورد عثمان اتفاق نظر داشته است . هيچ ارزش و احترامى برايش قائل نبوده و در جواب كسانى كه از او دربارهء عثمان پرسيده‌اند او را چنان كه بوده معرفى كرده است البته نه بطور جامع بلكه اين جنبهء او را كه خوابناك و غافل از مصالح مردم و راه دين بوده است . بر اساس همين عقيده ، وقتى نافع بن طريف نامهء عثمان را دائر بر استمداد از حاجيان ميآورد آن هم در هنگام محاصرهء خانه اش عبد اللَّه بن عباس كه مشغول نطق بوده به او اجازه ميدهد آن دعوتنامه را بخواند و چون بپايان ميبرد به نطق خويش ادامه ميدهد بىآنكه اشاره اى به محاصرهء
هامش
( 1 ) قسمتى از آيهء قرآن . ( 2 ) شرح ابن ابى الحديد .