تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
اسبابهايش را بازرسى كرديم و اين نامه را در آنها يافتيم . . . » ( 1 ) امينى گويد : ملاحظه مىشود كه محمد بن مسلمه در اين شك ندارد كه آنچه مصريان مورد انتقاد قرار داده و عثمان را بخاطرش مؤاخذه ميكرده‌اند جنايات و گناهانى است مستوجب كيفر شديد و حتى قتل . ولى چون نميخواهد كار به جنگ و خونريزى بكشد و آشوب و كشمكش خونين داخلى بوقوع پيوندد از پى اصلاح مسالمت آميز بر مىخيزد و عثمان را راضى مىكند دست از آن كارهاى ناروايش بردارد و توبه كند و خود ضامن او مىشود و براى مصريان تضمين ميدهد . اما وقتى مىبيند تلاشش به جائى نرسيد و عثمان آدمى نيست كه توبه كرده دست از خلافكارى بردارد ، و قول و تعهدش را بيشرمانه زير پا مينهد و بر ادامهء رويهء غير اسلاميش لجاجت بخرج ميدهد او را با مخالفانش تنها ميگذارد تا آنچه ميخواهند با وى بكنند ، و چون از او يارى ميخواهد اعتنائى نمينمايد و براى او احترامى نميبيند و نه براى خونش حرمتى تا از آن دفاع كند و از ريختنش جلوگيرد ، و به همين لحاظ در جواب استمداد عثمان به او پرخاش مىكند ، و آن حوادث پيش ميآيد .

سخن عبد اللَّه بن عباس علامهء امت اسلامى ( 2 ) ، و پسر عموى پيامبر گرامى ( ص )

1 - ابو عمر در شرح حال مولاى متقيان امير مؤمنان على ( ع ) مينويسد : « عده اى خدمت ابن عباس آمده گفتند : آمده‌ايم مسائلى مطرح سازيم .
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 118 - تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 70 - اين روايت تاريخى بطور كامل خواهد آمد . ( 2 ) او را « حبر الامه » لقب داده‌اند .