تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
گفت : هر چه ميخواهيد بپرسيد . گفتند : ابو بكر چگونه آدمى بود ؟ گفت : سراپا خوب بود . ( يا گفت : وجودش بتمامى خوبى بود جز اين كه تند بود ) . پرسيدند : عمر چگونه آدمى بود ؟ گفت : پرندهء بيمناكى را ميمانست كه ميپندارد بر سر هر راهى دامى نهاده است . گفتند : عثمان چطور آدمى بود ؟ گفت : آدمى كه خوابناكيش او را از بيدارى بداشته بود . پرسيدند : على چگونه مردى بود ؟ گفت : وجودش سرشار از رأى حكيمانه و متين و دانش و دليرى و دستگيرى بود بعلاوهء خويشاوندى نزديكش با پيامبر خدا ( ص ) ، و چنان بود كه فكر ميكرد نميشود براى بدست آوردن چيزى دست پيش آرد و بدان نرسد ، و واقعا اينطور بود كه نشد دست به كار برد و به تحقق نياورد ( 1 ) . 2 - معاويه به ابن عباس مينويسد : « بجان خودم اگر ترا بقصاص خون عثمان بكشم اميدوارم مورد تقاضاى خدا قرار گرفته و كار درستى باشد . زيرا تو از كسانى هستى كه عليه وى تلاش ميكردند و او را خوار گذاشتند و خونش را ريختند . ضمنا قرار داد صلحى ميان من و تو نيست يا اماننامه اى كه مانع كارم باشد » ( 2 ) . و او در جوابش ميگويد : « اين كه نوشته اى من از كسانى هستم كه عليه عثمان تلاش ميكردند و او را خوار گذاشتند و خونش را ريختند . و ضمنا قرار داد صلحى ميان من و تو نيست كه مانع كارت شود . . . به خدا سوگند كه تو در انتظار كشته شدن عثمان بسر ميبردى و مشتاق مرگش بودى و با علم و تعمّد نگذاشتى مردم آنسامان به كمك عثمان بيايند در حالى كه نامهء عثمان و ناله و فرياد استمدادش به تو رسيده بود و تو گوش به آن ندادى
هامش
( 1 ) استيعاب . ( 2 ) شرح ابن ابى الحديد 4 / 58 ، ميگويد : اين نامه را پس از صلح امام حسن ( ع ) نوشته و او را دعوت به بيعت كرده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 253 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)