ابن زبير در اين باره چنين سرود ( 1 ) :
ميدانم كه پس از مرگم بر من نوحه خواهى كرد در حالى كه در زندگى هيچ ياريم نكردى .
ابن كثير مطلب را به اين عبارت آورده است : « در موقع بيمارى عثمان بديدنش آمده پرسيد : چه ناراحتى دارى ؟ گفت : از گناهانم پرسيد :
چه مىخواهى ؟ گفت : رحمت پروردگارم را . پرسيد : نمىخواهى طبيبى به بالينت بياورم ؟ گفت : طبيب ، مرا بيمار ساخته است ! پرسيد : نميخواهى دستور بدهم حقوقت را از خزانه بپردازند ؟ - و دو سال ميشد كه آن را قطع كرده بود - جواب داد : احتياجى به آن ندارم . گفت : بعد از تو براى دخترانت ميماند . گفت : تو از اين نگرانى كه دخترانم فقير و نيازمند شوند ؟
من به دخترانم دستور دادهام كه هر شب سورهء « واقعه » را بخوانند و از پيامبر خدا ( ص ) شنيدهام كه هر كس هر شب سورهء « واقعه » را بخواند هرگز تنگدست نخواهد شد ( 2 ) . »
بلاذرى ميگويد : وصىّ عبد اللَّه بن مسعود در مورد دارائى و فرزندانش زبير بود . هم او بود كه پس از وفات ابن مسعود با عثمان در بارهء مستمريش صحبت كرد تا دستور داد به فرزندانش بپردازند . ابن مسعود وصيت كرده بود كه عمار ياسر بر او نماز بگزارد . عده اى معتقدند كه عمار وصى ابن مسعود بوده است ، لكن وصى بودن زبير ثابت تر است .
بلاذرى روايت ديگرى به اين مضمون آورده : عثمان در بيمارى ابن مسعود به خانه اش آمد . هر يك براى ديگرى دعا و طلب آمرزش كردند .
وقتى عثمان از در بيرون ميرفت يكى از حضار اشاره به او گفت : ريختن
هامش
( 1 ) در اينجا چنين است اما درست چنان است كه در شرح ابن ابى الحديد 1 / 236 آمده كه زبير به اين بيت تمثل جست .
( 2 ) تاريخ ابن كثير 7 / 163