خونش حلال است . ابن مسعود گفت : تيرى كه به طرف عثمان پرتاب ميكنم اگر به او اصابت نكند هر چند باندازهء كوه احد طلا عايدم شود باز خوشحال نخواهم بود !
« حاكم » ( 1 ) و « ابو عمر » ( 2 ) و ابن كثير مينويسند : ابن مسعود ، زبير بن عوام را وصى خود ساخت . به همين جهت گفته مىشود كه هم او بر وى نماز گزارده و شبانه در بقيع دفنش كرده بدون اينكه عثمان خبر دار شود . بعد عثمان در اين مورد زبير را ملامت كرده است . گفتهاند كه عثمان بر او نماز گزارده ، و نيز گفتهاند كه عمار نماز خوانده است . ( 3 )
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه اين روايت را آورده كه « در آخرين لحظات زندگى گفت : چه كسى عهده دار وصيتم مىشود بىآنكه قبلا مضمون وصيتم را بداند ؟ همه خاموش ماندند و دانستند كه مقصودش چيست و چه ميخواهد وصيت كند . سخنش را تكرار كرد . عمار گفت : من قبول ميكنم و عهده دار ميشوم . در اينوقت ابن مسعود گفت : وصيتم اين است كه عثمان بر من نماز نگزارد . گفت : باشد . اين حق تو است بعهدهء من . به همين جهت گفته مىشود : وقتى عبد اللَّه بن مسعود را دفن كردند عثمان آن را نكوهش كرد .
به او گفتند عمار متصدى آن كار بوده است . پس به عمار پرخاش كرد كه چرا از من اجازه نگرفتى ؟ ! گفت : از من قول گرفته بود كه از تو اجازه نگيرم . . . » و همهء مطالبى را كه از قول بلاذرى نقل كرديم و بيش از آن را آورده است .
هامش
( 1 ) حاكم نيشابورى از محدثان بزرگ اهل سنت .
( 2 ) يوسف بن عبد البر متولد 356 هجرى در اسپانيا و متوفاى 449 ، از بزرگترين محدثان عصر خويش بود و در ليسبون كه اكنون ( پايتخت پرتغال است ) مسند قضاوت داشت . كتاب معروفش « الاستيعاب فى معرفة الاصحاب » است .
( 3 ) مستدرك 3 / 313 - استيعاب 1 / 373 - تاريخ ابن كثير 7 / 163 .