تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
انجام گرفته نظريه و رفتار عمار ياسر نسبت به عثمان توضيح داده شده است . معاويه ميگويد : « شما مرا به اطاعت و حفظ اتحاد دعوت ميكنيد . اتحادى كه به آن دعوت ميكنيد ، ما خود داريم . اطاعت از رهبرتان را نيز نمىپذيريم چون رهبرتان خليفهء ما را كشته و اتحاد ما را برهم زده است و قاتلين افراد ما را پناه داده است . رهبر شما ادعا مىكند كه عثمان را نكشته است . ما حرفش را رد نميكنيم . آيا شما قاتلين دوست ما ( يعنى عثمان ) را نديده‌ايد ؟ آيا نميدانيد كه آنها دوست و همراه رهبر شمايند ؟ بنابر اين بايد آنها را تحويل ما بدهد تا بقصاص قتل عثمان بكشيم ، و آنوقت دعوت شما را دائر بر اطاعت ( از على ع ) و اتحاد بپذيريم . » شبث بن ربعى يكى از اعضاى هيئت اعزامى در جواب معاويه ميگويد : « آيا تو اى معاويه از اينكه به عمار ياسر دست پيدا كرده او را بكشى خوشحال خواهى شد ؟ » معاويه ميگويد : « چه دليلى دارد كه او را بقصاص خون عثمان نكشم ؟ ! به خدا اگر پسر سميه ( يعنى عمار ياسر ) به چنگم بيفتد نه تنها او را در ازاى قتل عثمان خواهم كشت بلكه حتى حاضرم در ازاى قتل » ناتل « بردهء آزاد شدهء عثمان بكشم ! » شبث بن ربعى ميگويد : « سوگند به خداى زمين و سوگند به خداى آسمان كه عادلانه و بر حق سخن نگفتى . نه ، بخداى يگانه قسم كه تا خونها بر زمين نريزد و از كشته هايت پشته‌ها ساخته نشود و زمين و آسمان بر تو تنگ نگردد دستت به عمار ياسر نخواهد رسيد . . . » ( 1 ) 3 - على ( ع ) فرزندش امام حسن را با عمار ياسر بسوى كوفه فرستاد هنگامى كه وارد كوفه شدند اولين كس كه بر آنان وارد شد مسروق پسر اجدع
هامش
( 1 ) صفين ، 223 - تاريخ طبرى 6 / 3 - تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 124 - شرح ابن ابى الحديد 1 / 344 - تاريخ ابن كثير 7 / 257 - جمهرة الخطب 1 / 158 .