چه رسد به اين كه آن كس كه ميخواهيم تبرئه اش كنيم از نسل خانواده اى باشد كه خدا در قرآن لعنت فرستاده و ملعون و ناستوده شمرده است .
5 - ابو مخنف از كسى نقل مىكند كه « با حسن ( بن على ع ) و عمار ياسر از ذى قار به راه افتاديم تا به قادسيه رسيديم . آنجا حسن و عمار پياده شدند و ما نيز پياده شديم . عمار شروع كرد به پرس و جو از مردم كوفه و احوالشان سپس اين سخن را از او شنيدم : دريغى جانكاه تر از اين در دل نمييابم كه چرا جسد عثمان را از قبرش بيرون نكشيده به آتش نسوزانديم ! » ( 1 )
6 - نصر بن مزاحم اين گفتگو را كه ميان عمار ياسر و عمرو بن عاص صورت گرفته نقل كرده است : « عمرو عاص از عمار پرسيد : نظرت در بارهء قتل عثمان چيست ؟ عمار گفت : راه هر گونه كار بد را برويتان هموار ساخت ! عمرو عاص گفت : بنابر اين على ( ع ) او را كشته است . عمار گفت : نه ، خداى يگانه كه پروردگار على است او را كشت و على با او بود . عمرو عاص پرسيد : تو جزو قاتلينش بودى ؟ گفت : من همراه كسانى بودم كه او را كشتند و امروز همراهشان مىجنگم . پرسيد : چرا او را كشتيد ؟ گفت :
خواست دينمان را تغيير دهد او را كشتيم . عمرو عاص رو به اطرافيان كرد كه نشنيديد ؟ به قتل عثمان اعتراف كرد ! عمار گفت : اين حرفت را قبلا فرعون زده است آنهنگام كه رو به هموطنانش كرده گفت : نشنيديد ؟ . . . » ( 2 )
7 - عمار ياسر در جنگ صفين ( 3 ) به بانگ بلند دعوت كرد كه كجايند
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 3 / 292 .
( 2 ) صفين 384 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 273 .
( 3 ) در شرح ابن ابى الحديد آمده كه يك يا دو روز پيش از كشته شدنش در جنگ صفين بوده است .