و ادعا مينمايند كه به خونخواهى عثمان برخاستهاند . اگر چنين است بايد خود را به كيفر برسانند و انتقام از خويشتن بگيرند ، زيرا آنها نخستين كسانى بودند كه عليه عثمان تبليغ كرده مردم را به ريختن خونش وا داشتند . خدا را شاهد ميگيرم كه اگر تحت فرمانت در نيامده به تعهد بيعتى كه كردهاند ملتزم نگردند آنها را بدنبال عثمان خواهيم فرستاد . چون شمشيرهامان بر دوشمان قرار دارد و دلهاى بيتابمان در سينه مان ، و امروز به همان حال و سيرتيم كه ديروز بوديم » ( 1 ) .
امينى گويد :
مطالعه در اين روايات تاريخى كه تعدادش به پنجاه ميرسد روشن ميدارد كه طلحه و زبير در رأس كسانى قرار داشتند كه مردم را عليه عثمان تحريك ميكردهاند . بعقيدهء آنها ريختن خون او روا بوده است ، يعنى چيزى را در حق عثمان جايز ميدانستهاند كه دربارهء هيچ مسلمانى نميتوان جايز دانست مگر در چند مورد خاص . بنابر همين عقيده ، كار را به قتل او كشاندهاند . وضع طلحه در ماجراى قتل عثمان كاملا آشكار است و اقدامات صريح داشته است ، مثلا آب را كه هر مسلمانى حق خوردنش را دارد بر او بسته و جواب سلامش را نداده در حالى كه ميدانيم جواب سلام مسلمان واجب است . مانع دفنش در گورستان مسلمانان شده ، در حالى كه اسلام اقدام به دفن مسلمان را واجب ساخته است . دستور داده جنازهء عثمان را سنگباران كنند در حالى كه اسلام همان احترام و حقوقى را كه براى مسلمان زنده قائل شده براى مردهء او نيز فرض كرده است . طلحه سرانجام راضى به آن شده كه عثمان را در « حش كوكب » يعنى قبرستان يهوديان دفن كنند . آيا با توجه به اين كه طلحه و زبير صحابى
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 103 .