تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
از پى انتقام خونى برخاسته‌اند كه خود آن را ريخته‌اند . خدايا از تو ميخواهم كه بوعده ات وفا كنى ، اين وعدهء راست كه فرمودى حق با كسى است كه عليه او قيام تجاوز كارانه شده باشد و خدا قطعا از او پشتيبانى خواهد كرد . بنابراين ، اى خدا وعده ات را بتحقق رسان و مرا به خويشتن وامگذار ، زيرا تو بر هر كارى توانائى » ( 1 ) . 16 - در نطق ديگرى كه « كلبى » روايت كرده ميفرمايد : « طلحه و زبير چه ميگويند ؟ آنها هيچ ايرادى به حكومتم نميتوانند گرفت و هيچ حقى به شركت در آن ندارند . حتى اينقدر صبر نكردند كه يكسال يا چند ماه از حكومتم بگذرد ، و بسرعت سر از فرمانم پيچيده و بر آشفتند و بر سر حكومت با من بكشمكش برخاستند در حالى كه پس از بيعت آزادانه و اختيارى با من هيچ حق شرعى براى سرپيچى و نقض بيعت ندارند . از پى محال برخاسته‌اند ، و ميخواهند بدعتى را كه از بين برده شده دوباره باز جاى آورند . آيا مدعى خونخواهى عثمان هستند ؟ به خدا قسم مسؤوليت خون او فقط به گردن خود آنها است نه ديگرى ، و مهمترين دلائلى كه ميآورند عليه خودشان نتيجه مىبخشد . من همينقدر خوشنودم كه خدا آنها را محكوم كرده و مجرم شناخته است . . . » ( 2 ) 17 - مالك اشتر ميگويد : « اى امير المؤمنين ! به خدا ، كار طلحه و زبير و عائشه براى ما مسلم و روشن است و هرگز ما را به توهم و تصور ناصواب نخواهد انداخت . آن دو با بيعت تحت فرمان تو در آمدند و بدون اين كه كارى از تو سر زده باشد يا ستمى كرده باشى از فرمانت سر پيچيده‌اند ،
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 102 . ( 2 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 102 .