تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
به طرف بصره - به خيبر رسيدند سعيد بن عاصى همراه مغيرة بن شعبه سواره به طرف آنها رفت و در برابر جمعيت پياده شد و در حالى كه به كمان سياه خويش تكيه ميكرد نزد عائشه رفته پرسيد : اى ام المؤمنين به كجا ميروى ؟ گفت : به بصره . پرسيد : در بصره چكار دارى ؟ گفت : براى خونخواهى عثمان . گفت : قاتلين عثمان اينها هستند كه با تواند . بعد رو به مروان كرد كه تو كجا ميروى ؟ گفت : بصره . پرسيد : بصره ميروى چه كنى ؟ گفت : در تعقيب قاتلين عثمانم . گفت : قاتلين عثمان اينها هستند كه همراه تواند ، اين دو تا : طلحه و زبير عثمان را كشتند ، كشتند تا خودشان به حكومت برسند ، و چون نرسيدند اين شعار را سر داده‌اند كه خون را بايد با خون شست ، و گناه را با توبه زدود ! آنگاه مغيرة بن شعبه با سپاه عائشه و طلحه و زبير چنين گفت : مردم ! حالا كه با مادرتان بيرون آمده و قيام كرده‌ايد اگر او را به خانه اش برگردانيد به خير و مصلحت شما خواهد بود . در صورتى كه براى كشته شدن عثمان بخشم آمده و شوريده‌ايد رؤسا و فرماندهانتان عثمان را كشته‌اند . اگر نه ، از يكى از كارهاى على ناراضى هستيد ( و آن را منكر و خلاف رويه اسلامى ميدانيد ) بايد توضيح دهيد كه چه كارى است و بايد آن را نام ببريد . خدا را به ياد آوريد ، آيا سزاست كه در يكسال دو آشوب به پا شود ؟ نپذيرفتند ، و اصرار ورزيدند كه مردم را به راه شورش ببرند » ( 1 ) . 12 - چون طلحه و زبير در بصره اردو زدند عثمان بن حنيف به يارانش گفت : دو نفر را براى اتمام حجت مىفرستيم . به همين منظور عمران بن حصين را كه از اصحاب رسول اكرم ( ص ) بود و ابو اسود دوئلى را فرا خوانده نزد آنها فرستاد . و آن دو ، طلحه را ببانگ بلند پيش خواندند . چون فرا آمد ،
هامش
( 1 ) الامامة و الساسة . 1 / 55 .