تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
شرط و تعهدش عمل كرد بر خلاف آنچه شرط بيعت قرار داده شده بود و حاكميتش مشروط بود به عمل كردن به آن ؟ بعلاوه چرا بعدها و هنگامى كه عبد الرحمن بن عوف به او ميگويد شرط بيعت را زير پا نهاده و بر خلاف روش ابوبكر و عمر رفتار كرده چنين عذر و بهانه مىتراشد كه من از عهدهء آن بر نميآيم و من نميتوانم روش ابوبكر و عمر را پيش گيرم ؟ ! و اين عذر و بهانهء مضحك را احمد بن حنبل در مسندش ثبت كرده است ، عثمان گفت : جواب عبد الرحمن بن عوف كه ميگويد چرا روش عمر را ترك كرده‌ام ؟ اين است كه نه من توانائى به كار بستن آن روش را دارم و نه خود او ( 1 ) ! از عثمان مىپرسيم : اگر توانائى حكومت طبق روش عمر را نداشتى و از عهدهء اين مسؤوليت بر نميآمدى چرا آن را قبول كردى و چرا وقتى با تو شرط كردند پذيرفتى ؟ ! و اگر ميپندارى روش عمر همان سنت و رويهء پيامبر اكرم است - و با علم به مطابقت آن دو آن را پذيرفتى - معنى كار و سخنت اين است كه توانائى حكومت طبق سنت پيامبر اكرم را هم ندارى و در حكومت و ادارهء جامعه از سنت و قرآن تخلف كرده اى و آنها را زير پا نهاده اى ! در جواب اين سؤالات ، آخرين نظريهء عبد الرحمن بن عوف دربارهء عثمان و رويهء حكومتش قرار دارد ، نظريه اى روشنگر و عبرت آور كه از سخنش به عثمان ميدرخشد : « من از بيعتى كه با تو كرده‌ام به خدا پناه ميبرم » ، و از سخنش به امير المؤمنين ( ع ) : « اگر بخواهى من حاضرم تو شمشيرت را بردارى و منهم شمشيرم را بر ميدارم . . . » كه پيداست جنگيدن با عثمان را روا ميداند ، و حتى قتلش را جايز دانسته ديگران را به آن تشويق مىكند و ميگويد : « پيش از اين كه به سلطنتش ادامه دهد كارش را بسازيد . » و چندان در ناروائى
هامش
( 1 ) مسند احمد حنبل 1 / 68 - تاريخ ابن كثير 7 / 206 .