پرسيد آيا روش ابوبكر و عمر كه از عثمان بهنگام بيعت تعهد تبعيت از آن را گرفتند مطابق سنت پيامبر ( ص ) بوده است يا مخالف آن ؟ اگر مطابق آن بوده ذكرش در تعهد بيعت ، و آوردنش در كنار قرآن و سنت ، زائد و بيهوده بوده است . تنها شرط خلافت اين است كه خليفه از قرآن و سنت در ادارهء جامعه پيروى كند . و اگر خليفه اى را بخواهند بر كنار كنند باستناد تخلفش . از قرآن و سنت بر كنار ميسازند نه باستناد اين كه از روش ابوبكر و عمر پيروى ننموده است .
بنابراين ، آوردن روش ابوبكر و عمر در كنار قرآن و سنت كار لغو و بيهوده اى است . اما در صورتى كه روش ابوبكر و عمر ، مخالف سنت پيامبر ( ص ) باشد ، بر هر مسلمان واجب خواهد بود كه از آن تخلف كند و تبعيت ننمايد . بنابراين ، بايستى مخالفت با عثمان بر اساس تخلفش از قرآن و سنت انجام ميگرفت و باسناد تخلفش از سنت و نه تخلف از روش ابوبكر و عمر با او مخالفت ميورزيدند . به همين دليل ، امير المؤمنين على ( ع ) در آن شورا زير بار تعهد به تبعيت از روش ابوبكر و عمر نرفت و فقط يك شرط را قابل قبول دانست كه آن مطابقت حكومت و اداره اش از قرآن و سنت در پرتو اجتهاد خويش بود ( 1 )
كاش ميدانستيم عبد الرحمن بن عوف وقتى با عثمان شرط ميكرد كه به روش ابوبكر و عمر عمل كند آنچه را گفتيم ميدانست ، يا نميدانست كه روش ابوبكر و عمر مطابق سنت يا مخالف آن است ؟ در صورتى كه ميدانست ، آنچه را در مورد دو فرض ممكن گفتيم بر كارش مترتب خواهد بود . به اين شرح كه اگر آن را مطابق سنت و جزئى از آن ميدانست شرط كردن آن و تعهد گرفتن براى پيروى از آن كه در كنار تعهد به عمل كردن به قرآن است ، چيز زائد و بيهوده اى بود . و اگر
هامش
( 1 ) مسند احمد حنبل 1 / 75 - تاريخ طبرى 5 / 40 - تمهيد باقلانى 209 - تاريخ ابن كثير 7 / 146 .