تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
شما دو نفر از رفيقش داشت . خدا ميانه شما دو نفر را به دشمنى بكشاند ! » ( 1 ) اين حرف عبد الرحمن بن عوف كه « آنچه دربارهء تو ميگفتند و قبول نميكرديم امروز فهميديم كه راست و درست است » اشاره به گفتهء امير المؤمنين على ( ع ) در جلسهء شورا است : « من ميدانم كه آنها - يعنى اعضاى شورا و كسانى كه عمر منصوب كرده بود - عثمان را به حكومت منصوب خواهند كرد و او بدعتها و كارهاى سر خود پديد خواهد آورد ، و اگر عمرى باقى باشد بيادت خواهم آورد ، و اگر عثمان كشته شود يا بميرد . بنى اميه حكومت را ميان خود دست بدست خواهند گردانيد ، و اگر زنده باشى مرا به وضعى خواهى ديد كه خوش نميدارى » . ( 2 ) شيخ محمد عبده در شرح نهج البلاغه مينويسد : « چون در دورهء حكومت عثمان آن پيشامدها رخ داد از قبيل اين كه خويشاوندان نوجوان او به استاندارى رسيدند ، و اصحاب بزرگ پيامبر ( ص ) مخالف او شدند ، ميگويند در آنزمان به عبد الرحمن بن عوف گفته‌اند كه اين نتيجهء كار تو است گفته است : اين كارها را فكر نميكردم از او سر بزند . ولى حالا با خدا عهد ميكنم كه هرگز با او سخن نگويم . و در حالى مرد كه با عثمان قهر بود و حرف نميزد . خدا آگاه تر است و او قضاوت و مجازات خواهد كرد و كارها بدست او است » . ( 3 ) ابن قتيبه مينويسد : « عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف قهر بودند تا مردند » ( 4 ) امينى گويد : در اينجا بايد سؤالاتى براى اينها مطرح ساخت ، و از آنها
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 1 / 63 . ( 2 ) . 1 / 64 . ( 3 ) نهج البلاغه ، شرح محمد عبده 1 / 35 . ( 4 ) المعارف 239 .