محروم ميسازم . طلحه گفت : خدا روزيش را مىرساند ( 1 ) . »
21 - ابن اثير و فيروز آبادى و ابن منظور و زبيدى ميگويند : نعثل يعنى پير مرد احمق . و نعثل يهودىيى ساكن مدينه بوده است . چنان كه در كتاب « تبصير » آمده گفتهاند عثمان را به او تشبيه كردهاند . نعثل مرد ريش درازى از مردم مصر بوده است ، و ابو عبيد ميگويد شبيه عثمان بوده و عثمان را براى شماتت و نكوهش بنام او ميخواندهاند . در بحث مربوط به عثمان آمده كه روزى او نطق ميكرد مردى برخاسته به او بد گفت . عبد اللَّه بن سلام به آنمرد پرخاش كرد ، و او خاموش گشت . به وى گفتند اگر بملاحظهء مقام عبد اللَّه بن سلام به او هيچ نگفتى ميخواستى به نعثل فحش بدهى چون عبد اللَّه بن سلام شيعهء عثمان است . دشمنان عثمان او را نعثل ميخواندند ، و در حديث عائشه آمده كه نعثل را بكشيد ، خدا او را بكشد ، و مقصودش از نعثل عثمان است . و اين سخن را عائشه وقتى گفت كه از عثمان بخشم آمده راه مكه در پيش گرفت در « حياة الحيوان » اثر جاحظ آمده كه نعثل به درندگان نر ميگويند ، و دشمنان عثمان او را نعثل ميخواندند .
22 - بلاذرى در « انساب الاشراف » مينويسد : « عائشه رضى اللَّه عنها گريان از خانه بدر شد در حالى كه ميگفت عثمان كشته شد خدا او را بيامرزد ! عمار ياسر به او گفت : تو ديروز مردم را عليه او ميشوراندى و امروز در عزايش گريه ميكنى ؟ ! »
امينى گويد : اينها رواياتى است حاوى سخنان عائشه دربارهء عثمان ،
هامش
( 1 ) طلحه عقلش نرسيده بگويد اين كارهم مثل آن يك خلاف قانون الهى است ! ( فارسى )