تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
دادند و بعد از اين كه توبه كرده و مثل نقره سپيد و پاك گشت و در حالى كه روزه دار بود و در ماه مقدس ، و آنگاه كه جنگيدن و كشتن حرام است بر سرش تاخته او را كشتند . 16 - بطرق ديگر و از قول ديگران روايت شده كه عائشه وقتى خبر قتل عثمان را شنيد گفت : خدا او را از بين ببرد ، او را گناهانش بكشتن داد ، خدا انتقام كارهايش را از او گرفت . اى قبيلهء قريش ! مبادا قتل عثمان چنان كه مرگ تبهكار قوم ثمود آن قوم را به غم آورد شما را به غم و اندوه آرد و ناراحت كند . شايسته ترين فرد براى تصدى حكومت ، طلحه است . اما هنگامى كه پياپى خبر آمد كه با على ( ع ) بيعت شده است گفت : خاك برسرشان ! بهيچوجه نميخواهند حكومت را به قبيلهء تيم - قبيلهء ابوبكر و عائشه - باز گردانند . طلحه و زبير به عائشه كه در مكه بود نامه‌ها نوشتند كه از بيعت مردم با على جلوگيرى كن و شعار خونخواهى عثمان را بلند كن . اين نامه‌ها را همراه پسر خواهرش يعنى عبد اللَّه بن زبير فرستادند عائشه وقتى نامه‌ها را خواند شعار خونخواهى عثمان را بلند كرد ام سلمه رضى اللَّه عنها آنسال در مكه بود وقتى كارهاى عائشه را ديد به مقابله با آن برخاست و دوستى و طرفدارى خود را از على ( ع ) اعلام داشت و به يارى او كمر بست . 17 - ابو مخنف مينويسد : « عائشهء نزد ام سلمه رفت تا او را بفريبد و به قيام براى خونخواهى عثمان وا دارد . به او گفت : تو پيش از ساير همسران پيامبر ( ص ) مهاجرت كردى و اين افتخار را دارى كه در ميان آنها نخستين مهاجر هستى . تو از همهء همسران پيامبر ( ص ) سالخورده تر و بزرگترى . پيامبر ( ص ) سهميهء ما را از خانهء تو تقسيم و توزيع ميكرد . فرشتهء وحى در خانهء تو بيش از هر جاى ديگر بوده است . ام سلمه گفت : اين حرفها را به چه منظور و براى چه