تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
كارى ميزنى ؟ گفت : عبد اللَّه ( بن زبير پسر خواهر عائشه ) به من گفته كه مردم عثمان را توبه دادند و بعد از اين كه توبه كرده او را در حالى كه روزه داشت و در ماه حرام كشتند . من تصميم گرفته‌ام به بصره بروم . طلحه و زبير همراه منند . بنابراين تو هم با ما بيا ، شايد خدا كار حكومت را بدست ما و بوسيلهء ما اصلاح كند . گفت : من ام سلمه هستم ! تو ديروز مردم را عليه عثمان ميشوراندى و بدترين حرفها را به او ميزدى ، و هميشه او را به اسم نعثل ميخواندى ، و تو بيقين ميدانى كه على بن ابيطالب در نظر پيامبر ( ص ) چه مقام بلند و منزلتى داشت . . . 18 - ابن عبد ربه مينويسد : « مردى از قبيلهء بنى ليث ميگويد : زبير را ديدم كه ( از مدينه ) ميآمد . از او پرسيدم : در چه حالى ؟ گفت : تحت تعقيب و مغلوب . فرزندم بر من چيره است و گناهم مرا تعقيب مىكند . آنگاه به مدينه در آمده سعد بن ابى وقاص را ديدم . از او پرسيدم : عثمان را كه كشت ؟ گفت شمشيرى كه عائشه بر آورد و طلحه تيزش كرد و على به زهر آلودش . پرسيدم : زبير چه وضعى داشت ؟ گفت : با دستش اشاره كرد ولى هيچ دم نزد . » « ابن قتيبه » در كتاب « امامت و سياست » مينويسد : « عمرو عاص در نامه اى از سعد وقاص دربارهء كشته شدن عثمان و قاتلينش پرسيد . سعد به او نوشت : از من پرسيده اى چه كسى عثمان را كشت . به تو اطلاع مىدهم كه او با شمشيرى كشته شد كه عائشه از نيام بر آورد و طلحه تيزش كرد و على بن ابيطالب به زهر آلودش و زبير سكوت نموده با دست اشاره ( به قتل عثمان ) كرد ، و ما دست روى دست گذاشتيم در صورتى كه اگر ميخواستيم ميتوانستيم از او دفاع كرده مانع قتلش شويم ، ولى عثمان ( رويهء اسلامى را ) تغيير داده و رويه اى ديگر پيش گرفت و كار خوب كرد و كار نارواهم كرد . بنابراين ، ما اگر كار خوبى كرده‌ايم كه كار خوبى كرده‌ايم ، و اگر كار بدى كرده‌ايم از خدا آمرزش ميخواهيم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 167 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)