تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
نميتواند زد كه او فتنه گران و حادثه آفرينان ( حادثهء قتل عثمان ) را در بر گرفته و بصفوف خويش پيوسته و امروز آن گناهكاران را برترى بخشيده و كيفر كسانى را كه ما ( عثمان ما و عضو قبيلهء ما ) را كشته‌اند فرو گذاشته است . اگر از او بپرسند ( دربارهء قتل عثمان ) حرف شبهه ناكى به زبان خواهد آورد و جوابى مبهم و گنگ به سؤال كنندگان خواهد داد ، و خواهد گفت كه نه راضى است و نه خشمگين است ( از كشتن عثمان و كشندگانش ) و نه از آن بر حذر داشته و نه دستورش را داده است و نه بدش آمده و نه خوشش آمده است ، لكن در حقيقت نميتواند او جزء يكى از آنها نباشد ( و اين شدنى نيست كه هيچيك از آنها نباشد ) ( 1 ) ! ابن ابى الحديد پس از ذكر ابيات فوق ميگويد : « اين اشعار را هنگامى سرود كه سخنان بسيارى از امير المؤمنين دربارهء عثمان به مردم شام رسيده بود همه به همين مضمون و معنا ، مانند اينها : قتل عثمان نه مرا خوشحال كرد و نه ناراحت . از او پرسيدند : از كشتنش راضى بودى ؟ جوابداد : راضى نبودم . پرسيدند : از كشته شدنش خشمگين شدى ؟ فرمود : نه ، خشمگين نشدم . همچنين فرمود : خدا او را كشت و من با او بودم . و فرمود : عثمان را نكشتم و نه بر كشتنش كمك كردم . و فرمود : من يكتن از مسلمانانم ، هنگامى كه همه به كارى پرداختند بدان مىپردازم ، و چون دست باز گرفتند باز ميگيرم . و هر يك از اين سخنان اگر واقعا فرمايش آنحضرت باشد تفسير و توجيهى دارد كه خردمندان از آن آگاهند ) ( 2 ) . 5 - ابو مخنف آورده است كه عبد الرحمن بن عبيد ميگويد : « معاويه
هامش
( 1 ) كتاب « صفين » ، ابن مزاحم 63 - عقد الفريد 2 / 267 - شرح ابن ابى الحديد 1 / 158 . ( 2 ) شرح ابن ابى الحديد .