شايد آنچه در اين كتاب نوشتهايم گر چه جز اندكى از بسيار نيست براى شناساندن جنبههاى گوناگون روحيهء عثمان و بهره اش از علم و تقوى و چگونگى آراء و اخلاقش كفايت كند . و اينها چيزهائى است كه معاصران و معاشرانش ديده و وصف كرده و درباره اش همداستانند ، حتى رفتار و و موضع گيرى واحدى نسبت به او داشتهاند .
در اينجا نمونه هائى از اظهار نظر و رفتار و موضع كسانى را كه معاصر و معاشر و شاهد عثمان بودهاند ميآوريم
:
سخن امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) دربارهء عثمان
1 - يكى از سخنان آن حضرت دربارهء قتل عثمان : « اگر دستور قتل او را داده بودم قطعا قاتل او بودم ، يا اگر از كشتن او منع مينمودم ياورش بودم . با توجه به اين معنا كه هر كس ياريش كرده نميتواند بگويد من از كسى كه او را يارى نكرده برترم . و نيز كسى كه او را يارى نكرد و واگذاشت نميتواند بگويد آن كه ياريش كرد بهتر و برتر از من است . من دربارهء كار و سرنوشت عثمان سخن جامع و كاملى ميگويم : تبعيض قائل شد ( و بعضى را بر ديگران در سپردن مقامات حكومتى و اخذ درآمد و سهميهء عمومى ترجيح داده ) و به طرز بدى هم تبعيض قائل شد و مزيت نهاد ( يعنى كسانى را ترجيح ميداد و مقدم ميداشت كه نه تنها به لحاظ اعتقادى و اخلاقى برترى نداشتند بلكه به عكس منحطترين افراد بشمار ميآمدند ) و شما اظهار ناراحتى كرديد و اين اظهار ناراحتى و بيتابى را به طرز صحيح انجام نداديد . و خدا در مورد كسى كه تبعيض قائل شود و كسى كه بيتابى نمايد قانون و فرمانى دارد كه بتحقق مىرساند ( 1 ) » .
ابن ابى الحديد در شرح اين سخن ميگويد : مقصود امام اين است كه كسانى كه عثمان را يارى نداده و خوار گذاشتند بهتر از كسانى هستند كه او را
هامش
( 1 ) نهج البلاغه 1 / 76 .