بايد فقط از خدا كمك طلبيد » ( 1 ) !
8 - در نامه اى به معاويه مينويسد : ( در نامه ات ) سخن از اين گفته اى كه من از بيعت با خلفا خوددارى كرده و به آنها حسد برده و بر آنها تجاوز ( مسلحانه ) كردهام . دربارهء تجاوز ( مسلحانه ) بايد بگويم كه به خدا پناه ميبرم اگر چنين چيزى ميبود . در مورد اين كه از آنها خوشم نميآمده است به خدا سوگند كه هرگز از اين كارم در برابر مردم معذرت نخواهم خواست و باز نخواهم گشت .
گفته اى كه به عثمان تجاوز ( مسلحانه ) كرده و پيوند خويشاونديم را با او محترم نداشتهام . عثمان كارهائى كرد كه تو ميدانى ، و مردم هم با او كارى كردند كه خبرش به تو رسيده است . همچنين ميدانى كه من از كار او و كارى كه با او شد بر كنار بودم ، مگر اين كه بخواهى در حق من جنايت روا دارى ، در آنصورت هر جنايتى ميخواهى روا دار . در مورد كشندگان عثمان و اين كه آنها را تحويل تو بدهم ، من در اين موضوع خيلى فكر كردم و آن را زير و رو نمودم و بالاخره نتوانستم آنها را تسليم تو يا ديگرى كنم . و اگر تو دست از گمراهيت بر ندارى خواهيم ديد كه آنها بسراغ تو خواهند آمد و زحمت اين را به تو نخواهند داد كه آنها را در دشت و كوهستان يا در خشكى و دريا تعقيب كنى و تحت پيگرد قرار دهى ! » ( 2 )
9 - طبرى مينويسد : « عثمان روز جمعه بالاى منبر رفته به حمد و ستايش خدا پرداخت . در اينحال مردى برخاسته خطاب به او گفت : كتاب خدا ( قرآن ) را اجرا و بر قرار كن ! عثمان گفت بنشين ، آنمرد بنشست ، تا سه بار آنمرد
هامش
( 1 ) عقد الفريد 2 / 274 - الامامة و السياسة 1 / 30 .
( 2 ) « صفين » ، ابن مزاحم 102 - عقد الفريد 2 / 286 - نهج البلاغه 2 / 10 - شرح ابن ابى الحديد 3 / 409 .