يارى دادند . زيرا بيشتر كسانى كه از او حمايت نمودند از قبيل مروان بن حكم و امثالش فاسق و زشتكار بودند . و مهاجرين و انصار كسانى بودند كه او را واگذاشتند و يارى ندادند .
2 - سخنى است به عبد اللَّه بن عباس ، آنگاه كه پيام و دستور عثمان را دائر بر تبعيدش به مزرعه اش در « ينبع » آورده است . ميفرمايد : اى ابن عباس ! عثمان ميخواهد مرا به صورت شتر آبكش در آورد تا هى بروم و بيايم . يك بار پيغام ميدهد كه برو ، بعد به من پيغام ميفرستد كه بيا ، حالا دوباره پيغام داده كه برو بيرون . به خدا قسم آنقدر از او دفاع كردم ( يعنى آسيب ديگران را از او دور داشتم ) كه ترسيدم گناهكار شوم » ( 1 ) .
3 - بلاذرى از قول « ابو حادة » نقل مىكند كه « على رضى اللَّه عنه بر بالاى منبر سخن ميراند و من مىشنيدم . چون از عثمان ياد كرد چنين گفت : قسم به خدائى كه جز او خدائى نيست من او را نكشتم و نه به كشتنش كمك كردم ، و نه از آن ناراحت شدم » ( 2 ) .
4 - « ابن سعد » از زبان عمار ياسر ميگويد : « على ( ع ) را بهنگام كشته شدن عثمان بر منبر پيامبر خدا ( ص ) ديدم كه ميگفت : از كشته شدنش نه خوشم آمد و نه بدم آمد ، و نه دستور قتلش را دادم و نه از آن منع نمودم » ( 3 ) .
كعب بن جعيل شاعر طرفدار جبههء شام در ابيات زير اشاره به همين نظريه و فرمايش امام دارد :
كسى كه بخواهد على را مورد باز خواست قرار دهد حرفى جز اين
هامش
( 1 ) نهج البلاغه 1 / 468 .
( 2 ) انساب الاشراف 5 / 98 .
( 3 ) انساب الاشراف 5 / 101 .