و شترش را به او بخشيد و بر تعهدش شهادت گذراند و دست از صدقه و انفاق باز گرفت . در اين هنگام خداى متعال فرو فرستاد : آيا كسى را كه رو برگردانيد و . . . در نتيجه ، عثمان به شيوهء نخستين باز آمد و بهتر و نيكوتر از پيش انفاق كرد .
اين مطلب را عده اى از مفسران آوردهاند ، و در تفسير نيشابورى آمده كه معنى رو بر گردانيد اين است كه در نبرد « احد » موضعى را كه برايش تعيين شده بود رها كرد ( 1 ) .
از عبد اللَّه بن ابى سرح - كسى كه طرز تفكر و كردارش در دورهء كفر و بعد از مسلمانيش و در دورهء رجعت به كفرش و آنهنگام كه جزء حواشى عثمان شد يكسان بود - اين حرف سخيف و مسخره كه با هيچك از قوانين و اصول عدل و انصاف نميسازد بعيد نيست و چندان شگفتى نميآورد ، تعجب آور اين است كه عثمان حرف خرافى و پوچ او را ميپذيرد و شتر و پالانش را به او مىبخشد تا در عوض او بار گناهانش را بدوش كشد - با اين كه خدا ميفرمايد هيچكس بار گناه ديگرى را بدوش نميكشد - و بر تعهد او شهادت ميگذراند و دست از انفاق و صدقه باز ميكشد و مىپندارد آنچه آن كافر منش از روى استهزاء ميگويد شدنى است و براستى تعهدش در آخرت پذيرفته مىشود ، پندارى دستگاه حساب و دادرسى رستاخيز بدست پسر ابى سرح سپرده است و او از آنچه در آخرت و در دادگاه عدل الهى ميگذرد از پيش خبر دارد و بر اساس همين اطلاع به عثمان خبر ميدهد كه گناهانش با اين مبادله و معامله از بين رفته و قلم بطلان
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : اسباب النزول ، واحدى 298 - تفسير قرطبى 17 / 111 - كشاف ، زمخشرى 3 / 146 - تفسير نيشابورى در حاشيهء تفسير طبرى 27 / 50 - تفسير شربينى 4 / 128 .