و از حضور در نماز جمعه و از ازدواج خوددارى مينمايد ؟ يا مثل مردان پاك و عظيم الشأن كوفه كه تبعيدشان كرد ، « تا بخرد » و « غير متدين » و « شيطان سخن » ؟ !
قرين پيامبر مقدس و منزه برتر از آن است كه گمان لغزش درباره اش رود ، آن هم پس از آن كه پروردگار دانا او را از هر گونه آلايشى برى دانسته و بمثابهء خود پيامبر ( ص ) شمرده و يكى را نبى خويش گردانيده است و ديگرى را وصى او . چنان كه ساحت تبعيديان حكومت عثمان آن اصحاب نيكو روش و عاليمقام پيامبر ( ص ) و آنان كه پيروانى راسترو بودند از آن تهمتهاى ناروا و ناپسند پاك و سترده است .
آرى ، آن مرد همهء اين شخصيتهاى ممتاز و پاكدامن را كه امر بمعروف و نهى از منكر ميكردند و به تبعيت از سنن و آئين اسلام خوانده ، از انحراف و تخلف از احكامش باز ميداشتند « گردنكش » مىخواند ! گردنكشانى كه على ( ع ) را نردبان وصول به اغراض خويش ساخته او را پشت و پناه و تكيه گاه خود قرار دادهاند بطوريكه اگر ميخواست آنان را بجرم تقبيح انحرافاتش از سنت و قرآن مجازات كند مانعش ميشد بدليل همين ممانعت او را بيش از تبعيديان مستحق تبعيد ميدانست ، زيرا اگر او نميبود ميتوانست هر بلائى كه ميخواست بر سر آنان در آورد و انتقام خويش از آن حقگويان غيرتمند بسيار و آتش كينه اش را نسبت بمخالفانى كه جز خير و صلاح امت نميخواستند بستاند ، ولى خداى توانا به آنان وعدهء دفاع و حمايت داده است و فرموده : « خدا از كسانى كه ايمان آوردهاند دفاع مىكند و او قطعا اين قدرت را دارد كه آنان را يارى دهد و به پيروزى رساند » .
بعلاوه ، هيچ عاقلى اين پندار را به ذهن خويش راه نميدهد كه گردنكشان به مولا امير المؤمنين پناه آورند و او را سپر حمايت خويش سازند ، زيرا مسلم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٢٧