متقيان كرد راه اهانت به آن حضرت را به روى تبهكاران و بيدينانى كه با اسلام و امام دشمن بودند هموار ساخت . عثمان بود كه با زشتگوئيهايش در حضور مردم ، به امويان و عناصر پست و بىفرهنگى از قماش آنها جرأت داد تا گستاخى او را تكرار نمايند و در اين كار خود را پيرو او بشمارند و آن قهرمان غيرتمند را با زخم زبان و حرفهاى پليدشان بيازارند و با آزار برادر پيامبر ( ص ) شخص پيامبر ( ص ) را بيازارند . « بيشك كسانى كه خدا و پيامبرش را ميآزارند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعنت مىكند و عذابى خوار كننده براى آنها فراهم ميسازد . و كسانى كه پيامبر خدا را ميآزارند عذابى دردناك خواهند داشت .
و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بدون اينكه كارى كرده باشند ميآزارند بار تهمت و گناه آشكارى بر دوش خويش نهادهاند » .
آيه اى دربارهء عثمان
واحدى و ثعلبى از قول عبد اللَّه بن عباس و سدّى و كلبى و مسيّب بن شريك روايت كردهاند كه آيات 33 و 34 و 35 سورهء « نجم » دربارهء عثمان رضى اللَّه عنه نازل شده است ، اين آيات : * ( أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ، وَأَعْطى قَلِيلًا وَأَكْدى ، أَ عِنْدَه عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى ) * « : آيا كسى را كه رو برگرداند ، و اندكى بخشيد ، و دست از فيض باز گرفت ديدى ؟ آيا علم غيب دارد بطوريكه ( آينده و عواقب اخروى كارش را ) مىبيند ؟ ! چون عثمان صدقه ميداد و مخارج كارهاى خير را تأمين ميكرد . برادر شيريش عبد اللَّه بن ابى سرح به او گفت :
اين چه كارى است كه ميكنى ! چيزى نمانده كه ندار شوى . عثمان گفت : من گناهان و خطاهائى دارم و با انجام اينكارها ميخواهم رضاى خدا و آمرزش او را بدست آورم . عبد اللَّه به او گفت : اين شترت را با پالان و كجاوه اش به من بده تا در عوض من همهء گناهانت را به عهده خواهم گرفت . عثمان پذيرفت