تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
فرزندى است كه توسط پدرش عاق ( و رانده ) شده باشد كه اگر بميرد غم مىخورد و اگر زنده بماند طردش مينمايد . . . » ؟ يا بگويد : « تو بالاتر از عمار نيستى ، و نه كمتر از او مستحق تبعيدى » ( 1 ) يا بگويد : « تو بيش از عمار مستحق تبعيد شدنى » ( 2 ) ؟ يا حرف خشنى كه مورخان دوست نميدارند از آن ياد كنند ، و ما از ذكرش در گذشتيم ( 3 ) . علاوه بر اينها ، او را از شهر پيامبر ( ص ) بيرون ميراند و از خانه و كاشانه اش آواره ميسازد . و چندين بار به « ينبع » ميفرستد و توسط ابن عباس پيغام تبعيد ميدهد ، ميگويد : « به او بگو كه به مزرعه اش در ينبع برود تا نه او مايهء اندوه مرا فراهم سازد و نه من مايهء اندوه او را فراهم آورم » . كسى نيست از او بپرسد چرا امام پاك و منزهى كه معصوم و پيراسته از لغزش است بيش از مردان صالح و عاليمقامى كه تبعيد شده‌اند مستحق تبعيد شدن است ؟ ! آيا بزعم او على ( ع ) هم مثل ابوذر آن راستگوى راست شمرده شده ، كمونيست و سوسياليست و « پيرى دروغساز » بوده است ؟ ! يا به نظر او مثل عبد اللَّه بن مسعود آنكه از لحاظ هدايت و رفتار و منش شبيه ترين فرد به پيامبر خدا ( ص ) بود « حيوانكى » بوده است ؟ ! يا او را مثل عمار ياسر آنكه ميانهء دو ديدهء پيامبر ( ص ) ميبود ، گردنكشى ميداند بسيار دروغگو كه در برابرش گستاخى ميورزد و مردم را بر او ميشوراند ؟ ! يا او را مثل كعب بن عبده آن نيكو كار پارسا و زاهد « نيرنگباز » و شعبده باز ميشمارد ؟ ! يا آدمى كه مثل عامرين عبد قيس آن استاد قرآن و آن زاهد عابد ، از خوردن پنير و گوشت
هامش
( 1 ) الفتنة الكبرى ، طه حسين 165 . ( 2 ) رجوع كنيد به عنوان : « رفتار عثمان با عمار ياسر » . ( 3 ) رجوع كنيد به جلد هشتم .