تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و عاقبت خوشى نداشته باشد . گر چه تاريخ جز اندكى از آن ماجراها را در بر نگرفته باز همان اندك براى رساندن و فهماندن واقعيات آن ايام و ماهيت عثمان كفايت مىكند ، و ما بزرگوارانه از آن در ميگذريم و هرگز بر سر كلمات زشتى كه از دهان عثمان بيرون آمده نمىايستيم ، آن حرفها كه غبارش بر دامن كبريائى على ( ع ) نمىنشيند . آيا كسى كه صميمانه ايمان آورده و خويشتن تسليم خدا گردانيده ، و نيكو كار باشد و به قرآن و آنچه دربارهء پيامبر ( ص ) و در فضائل على ( ع ) آمده باور داشته باشد و سالها با او همنشين بوده و از نزديك با او آشنائى داشته و از روحيهء بزرگوارانه و فضائل عاليه اش آگاهى داشته باشد و بداند در موقعيتهاى حساس با چه فداكارى و عشقى از اسلام دفاع و حمايت كرده و در استوارى آن كوشيده است ، آيا چنين مسلمانى امكان دارد و زبان و دلش يارى ميدهد كه به برادر پيامبر اكرم ( ص ) به كسى كه خدا در قرآن او را پاك شمرده است بگويد : « چرا اگر به مروان دشنام دادى نبايد به تو دشنام دهد . به خدا قسم تو در نظر من بر او برترى ندارى » ( 1 ) ؟ و ميدانيم مروان بن حكم كسى است كه پيامبر ( ص ) او را تبعيد و طرد كرده و پدرش را هم طرد كرده است و خودش و پدرش را لعنت كرده است . يا به او بگويد : « به خدا قسم اى ابو الحسن ! نميدانم خواستار مرگ توام يا آرزومند ادامهء زندگيت . به خدا اگر بميرى خوش نميدارم بعد از مرگت براى ديگران زنده بمانم زيرا كسى را بهتر از تو نمييابم ، و اگر زنده بمانى هيچ گردنكش نافرمانبردارى را نمييابم كه ترا پشتيبان و نردبان خود نساخته و ترا پشت و پناه خويش نشمرده باشد بطوريكه فقط مقامى كه در نظر تو دارد و مقامى كه تو در نظرش دارى مرا از كيفرش باز ميدارد . بنابراين رابطهء من با تو رابطهء
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به جلد هشتم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 125 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)